


خصلت جدالي روش ديرينه شناسي، برنامه حفاري در قلمرو دانش را فراهم مي آورد. اگرچه به نظر فوکو، « مفاهيمي نظير سنت، نفوذ، توسعه، روح و در کل تمامي آن مفاهيم از پيش ساخته اي که به نحوي وحدت و تسلسلي پيشين را بر تاريخ تحليل مي کند، مانعي بر سر برنامه حفاري فوکويي قرار مي دهند ».
بنابراين در اين رويکرد ايجاد گسست ميان وحدت ها امري مأنوس است. البته اين نکته به معني نبود هيچ گونه وحدتي در علم و فلسفه نيست، بلکه وحدت هاي موجود در گفتمان ها حاصل برنامه هاي ديرينه شناسانه است، تا با در پرانتز گذاشتن وحدت تصور شده، هيچ نوعي وحدت از پيش انديشه شده بر رخدادها تحميل نشود. آلفرد شوتز تأکيد مي کند « جامعه شناسي نبايد با موضوع مورد پژوهش خويش ارتباط متقابل و يا کنش متقابل داشته باشد، بلکه بايد با استمداد از بهره وري بازنگري، خود را از موقعيت مورد مطالعه خارج کرده و با اتکا به « تهي سازي » موضوع را مورد مشاهده قرار دهد ». اين همان اصل مهمي است که شوتز براي واقعيت گرايي و پرهيز در نظر مي گيرد تا از اين طريق، انديشه مطالعات عيني را که قابليت اندازه گيري و آزمون باشد را فراهم آورد.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24