


عبری در فارسی از واژه آرامی ایبرای (ibrāy) ریشه گرفته که خود از واژه ایوری (Ivri، עברי) درعبری توراتی میآید و یکی از نامهای عبرانیان یا بنیاسرائیل (یهودیان و سامریها) است. به نظر میرسد این نام از ریشه سامی ع-ب-ر به معنای «فراتر»، «سمت دیگر»، «آن سمت» آمدهاست. اصطلاح «عبری» بهطور کلی معنی «از آن طرف [رودخانه/صحرا]» میدهد و یک نام خارجی برای ساکنان اسرائیل و یهودا از طرف بینالنهرینیها، فنیقیها و فرااردنیها است که رودهای فرات، اردن،لیتانی یا شاید شمال بیابان عربی را میان خود و آنها در نظر میگرفتند و عبرانیان را بدین صورت «اهل آن طرف» مینامیدند.
طبق نظر پژوهشگران عبری در دوران پادشاهیهای اسرائیل و یهودا میان سالهای ۱۲۰۰ تا ۵۸۶ پیش از میلاد زبانی گفتاری بودهاست.[۱۸] پژوهشگران در مورد میزانی که عبری در زمان اسارت یهودیان در بابل و رواج آرامی باستان به عنوان زبان میانجی منطقه، زبانی محاورهای بود، مباحثه دارند.
در اوایل سدهٔ ششم پیش از میلاد، امپراتوری بابل نو، پادشاهی یهودا را تسخیر، بیشتر اورشلیم را تخریب و مردمش را به بابل تبعید کرد. در دوران اسارت یهودیان در بابل، بیشتر بنیاسرائیل آرامی را آموختند و برای دورهٔ چشمگیری نخبگان یهودی تحت تأثیر آرامی بودند. پس از فتح بابل به دستکوروش بزرگ، او به یهودیان اجازه بازگشت به اورشلیم را داد و در نتیجهٔ آن، گونهای از آرامی در کنار عبری در اسرائیل آن دوران گویش میشد. با آغاز دوران مشترک، آرامی کاملاً جای عبری را گرفته و به زبان اولیهٔ گفتاری در میان یهودیان سامریه، بابل و جلیل تبدیل شده بود و یهودیان غربی و روشنفکران آنها نیز به یونانی سخن میگفتند. البته گونهای گفتاری از عبری به نام عبری میشنایی تا حدود سدهٔ سوم میلادی در یهودا رایج بود اما هیچ شکی نیست که در یک زمان خاص عبری دیگر در گفتار روزمره یهودیان کاربرد نداشت و جای آن را آرامی و سپس یونانی گرفته بودند.
پس از سرکوب شورش بارکوخبا در سدهٔ دوم میلادی، یهودیان به اجبار پراکنده شدند و بسیاری از آنها به جلیل نقل مکان کردند، بنابراین بیشتر گویشورانِ بومی زبان عبری در آخرین مرحله در شمال یافت میشدند اما رفتهرفته همین گونهٔ گفتاری نیز از بین رفت. عهد جدید مسیحیت دارای جاینامها و نقلقولهای سامی است. این زبان سامی (و بهطور کلی زبانی که یهودیان در صحنههای عهد جدید صحبت میکنند) اغلب در متن به عنوان «عبری» ذکر شدهاست؛ اگرچه تفسیر این اصطلاح به زبان آرامی اشاره دارد.
عبری میشنایی به گویشی از عبری اشاره دارد که در تلمود کاربرد دارد (به جز نقلقولهایی از عبری توراتی) و نخستین نمونههای آن در بخش نخست تلمود به نام میشنا در سدهٔ دوم میلادی منتشر شدهاند. این گویش در برخی طومارهای دریای مرده نیز دیده میشود. عبری میشنایی یکی از گویشهای عبری کلاسیک است و حدود یک سده پس از انتشار میشنا، استفاده از عبری میشنایی به عنوان زبان گفتاری کم شد و بیشتر به عنوان یک زبان مذهبی و ادبی زنده ماند.
پس از تلمود، گویشهای مختلف ادبی منطقهای عبری در قرون وسطی تکامل یافتند. مهمترین آنعبری طبریهای بود که گویش محلی طبریه در جلیل بهشمار میرفت و به عنوان گونهٔ معیار عبری درتنخ درآمد و بنابراین بر سایر گویشهای عبری نیز تأثیر گذاشت. این عبری گاه به نام عبری تنخی شناخته میشود.
نیاز برای بیان مفاهیم علمی و فلسفی از یونانی باستان و عربی کلاسیک، عبری قرون وسطایی را تحریک کرد تا اصطلاحات و دستور زبان را از این زبانها وام گیرد یا اصطلاحات معادل آن را از ریشههای عبری موجود ایجاد کند و باعث ایجاد یک سبک متمایز از عبری فلسفی شود. عبری در طول اعصار به عنوان زبان اصلی برای اهداف مکتوب تمام جوامع یهودی در سراسر جهان برای طیف وسیعی از کاربردها — نه تنها مراسم مذهبی، بلکه شعر، فلسفه، علوم و پزشکی، تجارت، مکاتبات روزانه و قراردادها کاربری داشت.
با آغاز دوران باستان متأخر، عبری به عنوان یک زبان گفتاری منقرض شد اما همچنان به عنوان یک زبان ادبی و زبان مذهبی یهودیت مورد استفاده قرار میگرفت.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24