


ديواري است در سراسر جلگهي گرگان که با نامهاي سد اسکندر ، سد پيروز، سد انوشيروان، قزلآلان و مار سرخ شناخته ميشود.
بر اساس منابع باستانشناسي و تاريخ ايالت ورکانه، هيرکانيا يا گرگان در سير تحولات تاريخي سرزمين پهناور ايران، از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده است. با توجه به اهميت، بزرگي، وسعت ديوار و تأسيسات مجاور آن در منطقهي گرگان، اين اثر فرهنگي در تاريخ 29/4/1378، با شماره 2345، در فهرست آثار ملي کشور به نام «ديوار تاريخي گرگان» به ثبت رسيده است.
بر اساس بررسيهاي باستانشناسي و مطالعات عکسهاي هوايي3، بخش اعظم مسير ديوار، با گذشت زمان، دستخوش تغييرات و تخريب زيادي شده است. اين ديوار از شرق درياي کاسپي، شروع و پس از عبور از ضلع شمالي گرگانرود و دشتهاي وسيع شهرستانهاي گميشان، آققلا، گنبدکاووس و کلاله (صحراي ترکمن)، به کوههاي پيشکمر ختم ميشود، سپس با وقفهاي در حدود 3 کيلومتر، به سبب بهرهگيري از موانع طبيعي نسبتاً مرتفع سلسله ارتفاعات معروف به عربداغ (از رشته کوههاي منفرد و متصل به کوههاي البرز شرقي)، ديوار دوباره از پاي صخرههاي دامنهي جنوبي رشتهکوه عربداغ و درهي خوجه طوق، به سمت تنگهي معروف به قرهديب که گرگانرود نيز از ميان آن جريان دارد، کشيده ميشود، پس از بالا رفتن از دامنهي کم ارتفاع کوه معروف به نقدعلي، با شيب ملايم از سمت شرق پايين آمده، با چرخش 90 درجهاي به سمت جنوب در امتداد حاشيههاي ضلع جنوبي گرگانرود، به سمت شرق و روستاهاي چترکروک، يساقليق، عزيزآباد پايين امتداد مييابد و از ضلع شرق روستاي عزيزآباد و با چرخش گرگانرود به سمت جنوب و سرچشمههاي پر آب رشته کوههاي البرز شرقي از ضلع غرب حاشيههاي گرگانرود و روستاي قرهيسر و صخرههاي آهکي معروف به گرگر، به سمت جنوب و روستاي گرگاندوز پيش ميرود و با گردش به سمت شرق، از شمال روستاي گرگاندوز در امتداد ضلع جنوبي يکي از سرچشمههاي پر آب گرگانرود و منتهي به چشمه زاو نرسيده به روستاي زاو پايين، با چرخش 90 درجهاي به سمت جنوب تغيير مسير داده و از لبههاي ضلع غرب درهي عميق و روستاي زاو پايين و جنگلهاي نسبتاً انبوه و شيبدار در پاي صخرههاي بيلي کوه در محدودهي پارک ملي گلستان به پايان ميرسد. هنوز دانش ما از ابتدا و انتهاي ديوار کامل نيست و نيازمند بررسيهاي باستانشناسي و تحقيق بيشتر است.
آنچه روشن است، سازندگان ديوار گرگان، بر اساس يک نظام مهندسي پيشرفته و بر پايهي نيازمنديهاي نظامي و اقتصادي و اسلوب خاص معماري و شهرسازي ايران باستان، اقدام به ساخت ديوار بر روي بستر لسي دشت گرگان و صخرههاي مرتفع البرز شرقي نمودهاند.
کاوشهاي علمي باستانشناسي در دههي پنجاه شمسي در نزديکي روستاي قراول تپه گنبدکاووس، از پهناي 10 متري گزارش ميدهد، اما شواهد پژوهشهاي ميداني باستانشناسي در دههي اخير در نواحي دشت و کوهستاني مشخص شد که پهناي ديوار بيشتر از 2 متر نيست.
در مدارک مکتوب تاريخي در حوزهي درياي کاسپي، از چندين ديوار با نامهاي دربند قفقاز، دربند کاسپيان، باب الابواب، دربند چول و دربند گرگان نام برده شده که از اين ميان، ديوار گرگان به عنوان طولانيترين اثر معماري ايران، از اهميت خاصي برخوردار است. عدهاي ساخت ديوار گرگان را به هخامنشيان و برخي نيز به اسکندر مقدوني (330 پ.م) نسبت ميدهند. تعدادي از پژوهشگران معتقدند که ديوار گرگان، به عنوان طولانيترين مانع باستاني، همزمان با ديوار بزرگ چين و به تبعيت از آن در برابر يورش بيابانگردان واحههاي آسياي مرکزي و نواحي بياباني آن سوي جيحون، در دورهي اشکاني احداث شده است، اما شواهد تاريخي نشان ميدهد که ديوار چين در زمان امپراتوري «شي هوانگتي» (246 – 204 پ.م) ساخته شده که از نظر زماني و دورهي تاريخي، با حضور اشکانيان در ايران مطابقت دارد. توضيح اينکه، ديوار بزرگ کنوني چين، بر خلاف باور عامه، مربوط به قرن سوم پيش از ميلاد نيست، بلکه در اوايل قرون وسطا، بازسازي و با مصالح مقاومتر احيا شد، در حالي که ديوار قديمي چين با مصالح خاک و سنگ و چوب درخت گز، با ساختاري بسيار ساده و کم دوام احداث شده بود که از نظر اهميت موضوع، دوباره بازسازي شد. از سويي ديگر، بيشتر مورخان، ديوار را مربوط به دورهي ساساني و يزدگرد، پسر بهرام گور ساساني (459–438م) را بنيانگذار ساخت ديوار و شاه پيروزساساني (483–459م) را ادامه دهندهي راه او ميدانند. برخي نيز خسرو انوشيروان ساساني (579–531م) را باني و سازنده يا بازسازي کنندهي ديوار معرفي ميکنند. در شاهنامه حکيم ابوالقاسم فردوسي نيز اشارهاي به ساخت ديوار در اواخر دورهي ساساني شده است.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24