پارتی بازی ها کلید رهایی از چنگ قانون هستند، زمان انجام کارها را تسریع می بخشند، ظالم یا قانون شکن را به یک فرد محق و شریف تبدیل می کنند و مظلوم و متضرر را متهم به توهم و کج فهمی می نمایند و... اینها تنها بخشی از معجزات پارتی بازی است.
و اما روی دیگر این سکه، ناامیدی و بی اعتمادی است که یک جامعه را اسیر و فلج می کند. بسیارند افرادی که امید آنها برای داشتن موقعیت هایی که شایستگی آن را داشته اند از بین رفته است. بسیارند کسانی که حقوق مسلم آنها به واسطه رشوه و یا پارتی بازی، پایمال شده و همه این ها در خاطره خاموش جامعه، نوعی بی اعتمادی و ناامنی و ناامیدی ایجاد می کند.
این پدیده شوم می تواند به طور قابل توجهی بر اراده و اعتماد فردی افراد جامعه نیز تاثیر بگذارد؛ به طوری که حتی در مواردی که گزینش افراد به صورت کاملا منصفانه و عاری از هرگونه رابطه و ضابطه ای صورت می پذیرد، بیشتر مردم به سبب پیشینه و زمینه ذهنی که پارتی بازی را عامل موثر و حاکم در گزینش می پندارند، علیرغم داشتن تخصص از ورود به چنین عرصه هایی چشم پوشی می کنند و نتیجه اینکه هم آنها با وجود تحصیل و داشتن تخصص از رشد اجتماعی باز می مانند و هم جامعه از تخصص و مهارت های آنها بی بهره می ماند.
به هر حال، آنچه در پایان قابل ذکر مي باشد این است که یک بیماری، زمانی در بطن یک جامعه نهادینه می شود که عموم مردم به آن عادت کرده و ناخواسته وجود چنین ناهنجاری را بپذیرند.