wspg.ir
دسته بندی
دایره معنایی واژه سختی
زبان مشکلات زندگی انسان معاصر
»
پیرامون مشکلات
»
۱۴۰۴/۳/۱۰ شنبه
(
0
)
(
0
)
دایره معنایی واژه سختی
سختی / saxti /
مترادف سختی: آزار، اشکال، بلا، تعب، تعسر، تندی، تنگی، ثقل، خشونت، دشواری، رنج، زجر، زحمت، سختی، شدت، صعوبت، صلابت، ضراء، عذاب، عسرت، عنت، غلظت، فشار، گرفتاری، محکمی، محنت، مرارت، مشقت، مصیبت ، فقر، تنگ دستی
متضاد سختی: آسانی، سستی
معنی انگلیسی: austerity, crisis, difficulty, discomfort, hardness, harshness, rigidity, rigidness, ruggedness, severeness, severity, solidity, starkness, stiffness, strictness, tenacity, toughness, trial, pinch, steel, strength, strenuousness, vigor, vigour, hardship
نام گالری فیلم و نام ویدیو
جلد هجدهم
جلد هفدهم
جلد شانزدهم
جلد پانزدهم
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب