


هدف ديرينه شناسي « تحقيق در شرايطي است که در آن سوژه اي ( مثلاً ديوانه يا بيمار ) به عنوان موضوع ممکن شناخت ايجاد و ظاهر مي شود. به سخن ديگر ديرينه شناسي، تحليل شرايط امکان تشکيل علوم اجتماعي است ». به عبارت ديگر، « هدف ديرينه شناسي توصيف صرف حوادث است».
در واقع ديرينه شناسي به دنبال علل بروز و ظهور قواعد گفتماني نيست و فقط چگونگي ظهور و حضور و محو شدن تاريخي اين گفتمان ها را در سطح توصيف دنبال مي کند، ولي با اين تفاوت که اين توصيف در عمق و نه در سطح است. به عبارت ديگر « تلاش ديرينه شناسي براي درک قواعدي است که فراتر از آگاهي گويندگان و نويسندگان، اهل علم و دانشمندان جريان اين پيدايي و ظهور و تطور و دگرگوني آن را در مهار و اراده خود دارد ».
بنابراين در ديرينه شناسي سؤال کليدي اين است که چگونه اين قضيه مشخص با اين ويژگي ها و نه فضايابي ديگر با ويژگي هاي ديگري ظاهر شدند. شرح « نحوه ي عمل » اولين قواعد در دستور کار ديرينه شناسي قرار دارد. به عبارت ديگر موضوع مطالعه ديرينه شناسانه « صورت گفتماني » است.
چنانکه فوکو در مقدمه کتاب ديرينه شناسي دانش آورده است، هدف آن « تعيين جايگاه تاريخي روش ديرينه شناسانه در حوزه هاي علوم رسمي و هم زمان جدا کردن آن از ديدگاه ساخت گرايي است. در اين رويکرد، در درون اشيا و امور، معنايي وجود ندارد، بلکه آنچه هست، تعابيري است که در گذر زمان روي هم قرار گرفته و آنگاه شکل ضرورت و بداهت به خود مي گيرد.
ديرينه شناسي کوششي است براي تبيين و تشخيص محلّي خاص از روي جنبه هاي بيروني محيط حول و حوش آن. من به جاي آنکه سعي کنم ديگران را با اين ادعا که هرچه مي گويند به قدر و ارزش است، به سکوت بکشانم، سعي کرده ام اين فضاي تهي را که از آن حرف مي زنم تبيين و مشخص کنم. فضايي تهي که در سخني آهسته آهسته شکل مي گيرد که من هنوز احساس مي کنم بسيار متزلزل و نا مطمئن است ».
فوکو اعتقاد دارد: روش هاي تحليلي که در ديرينه شناسي دانش دنبال کرده، بنيان پژوهشي ويژه اي را که هرگونه خودشيفتگي متعالي آزاد است، فراهم آورده است. « روش توصيف تاريخي » به « انديشه » نيروي شبه الهي نسبت نمي دهد و سوژه را همچون سرچشمه و علت مسلم انديشه و کنش طرح مي کند. از آنجا که موضوع هايي نظير عليت تاريخي، تداوم، پيشرفت و همساني به اسطوره ي انساني همچون مؤلف فرمانفرماي آگاهي اش وابسته است، اين کنار گذاشتن متعالي آغازگر پژوهش در مورد عدم تداوم تاريخي ( که پيشتر پنهان بود ) و نيز تمايزهايي در سخن و انديشه است که با اين شيوه در ويژگي و جزئيات مشخص قابل شناخت مي شوند ». در حقيقت ديرينه شناسي، روشي کاملاً توصيفي است و هدف آن توصيف احکام، توصيف نقش بيني که آن احکام حامل آن هستند، تحليل شرايطي که در آن اين نقش عمل مي کند، بررسي حوزه هاي مختلفي که اين نقش متضمن آن است، و شيوه تشخص يافتن آن حوزه هاست ».
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24