


دیرینه شناسی دانش
کتاب دیرینهشناسی دانش پایان یک دوره از تحولات فکری فوکو را آنچنان که آمد، مشخص میکند این کتاب تنها کار صرفاً روش شناسانه و انتزاعی در کارهای اوست. چرا که دیگر کارهای او اساساً یک مطالعه تاریخی خاص میباشند. او در این کار با لنسبه به ماهیت روشی که پیش از این به درجاتی و پس از آن بالاخص دنبال میکرد، نوعی تمایز آشکار و از دیدی بازنمایی غلط ارائه میدهد و از نظر عدهای، این بصورت وصلهای ناهماهنگ در کارهای فوکو درآمده است. کسانی این کتاب را تقلیدی از کتاب گفتار در روش دکارت میدانند. بهمین معنا که دیرینهشناسی دانش در واقع به قصد آغاز یک دوره جدید تاریخی در منطق انسانی و یک روش شناسی بنیاد متفاوت تقریر شده است. در نظم اشیاء چنانچه آمد، فوکو با تحلیل دیرینه شناسانه شرایط امکان علوم انسانی در پی کشف قواعد گفتمان نهفته در پس صورت بندیهای خاص دانش بود. این قواعد از عرصه آگاهی دانشمندان خارجاند و لیکن در تکوین دانش و گفتمان نقش اساسی دارند. فوکو در کتاب دیرینهشناسی دانش تفسیر دیرینه شناسانه جامعتری از تحولات در حوزه معرفت تاریخی بدست میدهد.
هدف دیرینهشناسی دانش: صورت بندی گفتمان ها
در این کتاب، فوکو دو شیوه عرضه تاریخ اندیشه تمیز میدهد؛ در شیوه نخست «حاکمیت سوژه» حفظ میشود و تاریخ اندیشه به عنوان تداوم بلاانقطاع آگاهی مسلط انسانی تصویر میشود؛ اما در شیوه دوم که شیوه خود فوکو است از سوژه حاکم بر تاریخ مرکز زدایی میگردد و به جای آن بر تحلیل قواعد گفتمان تشکیل اندیشه تاکید گذاشته میشود. در هر عصر مجموعههایی از احکام به عنوان علم یا نظریه به وحدت میرسند. بنابراین در اینجا سخن از گسستها و تغییر شکلهاست نه استمرار و تداوم بنابراین هدف دیرینهشناسی دانش،کشف اصول تحول درونی و ذاتی است که در حوزه معرفت تاریخی صورت میگیرد . نفس تداوم تاریخی از این دیدگاه محصول مجموعهای از قواعد گفتمان است که باید کشف و بررسی شوند تا به بداهت آنها فروریزد. با تعلیق استمرار تاریخی است که ظهور هر حکم و گزارهای قابل تشخیص میشود. ظهور احکام با نیات صادر کننده آنها ارتباط ندارد. در اینجا روابط میان احکام و گزارهها توصیف میشود. از این رو روابط ممکن است بر چهار پایه برقرار شوند و وحدتی را تشکیل دهند: یکی وحدت موضوع آن احکام؛ دوم وحدت شیوه بیان آنها ؛ سوم وحدت نظام مفاهیم آنها و چهارم وحدت بنیان نظری آنها. وقتی میان موضوعات شیوه و انواع احکام و مفاهیم و مبانی نظری آنها نظم و همبستگی وجود داشته باشد در آنصورت یک صورتبندی گفتمانی پیدا میشود. مجموعه قواعد و روابط بر صورتبندی یک گفتمان و اجزاء چهارگانه آن، از نوع تعینات ناشی از آگاهی سوژهای واحد نیست و یا از نهادها و روابط اقتصادی و اجتماعی بر نمیخیزد. نظام صورتبندی گفتمان در سطح ما قبل گفتمان بازیابی میشود که موجد شرایطی است که در آن پیدایش یک گفتمان ممکن میگردد. منظور از ما قبل گفتمان اینست که ضرورتاً در درون گفتمان(یا علم) باقی میماند. هدف فوکو توصیف و تعریف شکل عینیت یا تحقیق یافته یک گفتمان (در میان سایر اشکال ممکن) است. منظور از عینیت یا قطعیت یافتگی یک گفتمان وحدت مجموعهای از احکام، قطع نظر از اعتبار معرفت شناسی علمی بودن و حقیقت داشتن آنهاست و به این معنی که در درون یک گفتمان وحدت موضوع، وحدت حوزه مفهومی و وحدت سطح، وجود دارد. همین جاست که مفهوم مهم ”بایگانی“ در اندیشه فوکو معنا مییابد. بایگانی سیستم های مختلف احکام و نظام تشکیل و تغییر شکل آنهاست هر چه فاصله تاریخی ما به آرشیوها کمتر باشد،توصیف آنها دشوارتر میشود. پس ما کمترین دسترسی را به قواعد سخن یا بایگانی خودمان داریم که در درون آن سخن میگوییم. شناخت حوزه احکام یا آرشیوها یا صورتبندی گفتمانی و یا تعیین یافتگی گفتمان، همان آرشیو شناسی یا دیرینه شناسی است. گفتمان مجموعه احکامی است که متعلق به صورتبندی گفتمانی واحدی هستند
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24