

(3).jpg)
ابناسفندیار، تاریخ طبرستان، چاپ عباس اقبال، تهران [ ? 1320 ش ]؛ ابنخلّکان؛ ابودلف خزرجی، سفرنامه ابودلف در ایران، با تعلیقات و تحقیقات ولادیمیر مینورسکی، ترجمه ابوالفضل طباطبائی، تهران 1354 ش؛ ابوریحان بیرونی، آثار الباقیة؛ اسکندر منشی؛ عباس اقبال آشتیانی، تاریخ مغول: از حمله چنگیز تا تشکیل دولت تیموری، تهران 1364 ش؛ اوستا، وندیداد، ترجمه هاشم رضی، تهران 1376 ش؛ بلاذری (بیروت)؛ حسن پیرنیا، ایران باستان، یا، تاریخ مفصّل ایران قدیم، تهران 1369 ش؛ آرنولد جوزف توینبی، جغرافیای اداری هخامنشیان، ترجمه همایون صنعتیزاده، تهران 1379 ش؛ حسینبن محمد ثعالبی مرغنی، تاریخ غررالسیر، المعروف بکتاب غرراخبار ملوک الفرس و سیرهم، چاپ زوتنبرگ، پاریس 1900، چاپ افست تهران 1963؛ حدودالعالم؛ حمداللّه مستوفی، نزهة القلوب؛ خواندمیر؛ دایرة المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران 1345ـ1374 ش؛ ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، تهران 1327 ش؛ محمدبن علی راوندی، راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آلسلجوق، به سعی و تصحیح محمد اقبال، بانضمام حواشی و فهارس با تصحیحات لازم مجتبی مینوی، تهران 1364 ش؛ عباس زریاب خویی، «نام یکی از هفت خاندان بزرگ دوره پارتی و ساسانی»، تاریخ، ضمیمه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ج 1، ش 2 (1356 ش)؛ حمزهبن یوسف سهمی، تاریخ جرجان، بیروت 1407/1987؛ رالف نورمن شارپ، فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، شیراز [? 1346ش ]؛ طبری، تاریخ (بیروت)؛ آلفرد گوتشمیت، تاریخ ایران و ممالک همجوار آن از زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران 1356 ش؛ ظهیرالدینبن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، چاپ برنهارد دورن، پترزبورگ 1850، چاپ افست تهران 1363 ش؛ مقدسی؛ گریگوری والریانوویچ ملگونوف، سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر ( 1858 و 1860م )، تصحیح، تکمیل و ترجمه مسعود گلزاری، تهران 1364 ش؛ تئودور نولدکه، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمه عباس زریاب، تهران [? 1358 ش ]؛ یعقوبی، تاریخ؛Nicholas Nicholas Ambraseys and Charles Peter Melville, A history of Persian earthquakes , Cambridge 1982; J. Marquart, Ēransahr , Berlin 1901.2) آثار باستانی. مجموعه آثاری در سه کیلومتری مغرب گنبد کاووس (گنبد قابوس). بنا بر گزارشهای موجود، ترکمانان محلی در 1329ش آثار تاریخی جرجان را پیدا کردند و تا 1345ش از مصالح آن برای احداث بناهای جدید روستاییان استفاده میشد. بخشی از محوطه نیز زمین کشاورزی گردید. امروزه از 1200 هکتار مساحت شهر جرجان، ویرانههایی در حدود 150 هکتار به جایمانده است (رجوع کنید به کیانی، 1354 ش، ص 117).براساس گزارش مهدی بهرامی، اولین بررسی باستانشناسی را در جرجان سرلشکر فضلاللّه زاهدی در 1305 ش انجام داد (رجوع کنید به کیانی، 1984، ص 9)؛ اما کاوشهای علمی در 1350 ش، به سرپرستی محمدیوسف کیانی، آغاز شد و تا 1357 ش ادامه یافت. همچنین در 1381 و 1382ش، در دو فصل حفاری به سرپرستی محمد مرتضایی، پاکسازی و ساماندهی و آسیبشناسی و مرمت آثار تاریخی در جرجان انجام گرفت (مرتضایی، ص 10).کشف آثار معماری و تنوع اشیای کشف شده نشان میدهد که این منطقه در دورههای گوناگون تاریخی مطرح بوده است (رجوع کنید به بخش اول مقاله).از مجموعه آثار به دست آمده چنین برمیآید که شهر جرجان دارای دیوار یا حصارهای داخلی و خارجی و خندقی میان آنها بوده و ارگ شش ضلعی آن در قسمت مرکزی شهر قرار داشته است. بناهای مذهبی، دولتی و همچنین کارگاههای صنعتی شهر در میان و اطراف ارگ بودهاند. خیابانهای متعددی نیز در حفاریها از زیر خاک بیرون آمد. این خیابانها، با طرح شبکهبندی، از شمال به جنوب و از مشرق به مغرب امتداد داشته و تقریباً تمامی شهر را در بر میگرفته است. خیابان شمالی ـ جنوبی، متعلق به دوره سامانی (261ـ389) بوده که در دوره سلجوقی (429ـ707) بازسازی شده است و آثار ساختمانی متعددی در طرفین آن دیده میشود. برخی از این خیابانها، با آجرفرشهایی زیبا، را با بسیاری از بناهای دوره سلجوقی و ایلخانی (654ـ 750) میتوان مقایسه کرد (مرتضایی، ص 26).در این کاوشها بقایای چند اثر ساختمانی از دوره سامانی و سلجوقی، با اتاقها، چاههای متعدد، آبراهه و حوضهای آجری و نیز مسجدی از دوره سلجوقی با طرحی چهار ایوانی و اتاقهای متعدد یافته شده است (کیانی، 1984، ص 27ـ29). همچنین در کاوشهای غلامعلیتپه در مغرب امامزاده یحیی نیز یک واحد صنعتی و یک تالار ستوندار از دوره سامانی کشف شده که در دوره سلجوقی بازسازی و اتاقهای بسیاری به آن اضافه شده است. روبروی این اتاقها کورههای سفالگری از قرن هفتم، و در نزدیکی آن، کورههای شیشهسازی و یک کوره آهنگری نیز پیدا شده است (همان، ص 28).بررسی اجمالی اشیای مکشوفه در جرجان و مقایسه آن با دیگر اشیای تاریخی شهرهای ایران و حتی تمدنهایی چون مصر، چین، عراق و سوریه، نشان میدهد که بین این منطقه و دیگر نواحی مناسباتی برقرار بوده است (همو، 1354 ش، ص 122). در این کاوشها تعداد زیادی ظرف و اشیای سفالی، آبگینه، سکه، مصنوعات فلزی، کاشی و اشیای استخوانی ــ که قدمت برخی از آنها به دو تا سه هزار سال پیش از میلاد میرسد یافته شده است.سفالهای متعلق به شش دوره تاریخی در این محوطه کشف شده است که عبارتاند از: دوره عرب ـ ساسانی، اوایل اسلام تا اواخر دوره سامانی، دوره سلجوقی، خوارزمشاهی، ایلخانی، و تیموری تا صفوی (همو، 1984، ص 39). تنوع طرح و نقش و رنگ و لعاب، حاکی از تکامل هنر سفالسازی جرجان در این دورهها و نشاندهنده مناسباتِ این مرکز با مراکزی مانند نیشابور، سمرقند، آمل و ساری است (همو، 1354ش، ص130). همچنین برخی از این ظروف سفالی با نمونههای ظروف سفالی باقیمانده از دوره تانگ در چین در اوایل سده چهارم، قابل مقایسه است (همان، ص 127). زیباترین و بزرگترین گروه سفالینههای کشف شده در جرجان ــ که به اشیای زرینفام معروف و با ظروف زرینفام کاشان و ری قابل مقایسهاند مشخصاً به قرن ششم و هفتم تعلق دارند (همان، ص 129).برخی از مجسمههای سفالی به دست آمده از جرجان به شکل آدمهایی به حالتِ نشسته است که سر آنها با دقت بیشتری ساخته شده و بر سر بعضی از آنها تاجهایی شبیه به تاج پادشاهان ساسانی هست (همو، 1984، ص 79؛ ستوده، ج 5، بخش 1، عکس 30). مجسمههای حیوانی یافته شده نیز بیشتر به صورت شیر، اسب و گربهاند (کیانی، 1354 ش، ص 132).از دیگر اشیای سفالی جرجان، پیسوزهای یک شعله و چند شعله است (همان، ص 131). همچنین دو قطعه کاشی لعابدار فیروزهای از کتیبهای از شهر جرجان متعلق به قرن چهارم باقیمانده که یکی از آنها 83 * 104 سانتیمتر است و کلمه محمد بر روی آن نقش شده است (کیانی و دیگران، ص 15، 45).آبگینههای بسیاری، متعلق به قرن سوم تا ششم، در جرجان یافته شده است. این آبگینهها تزئیناتی به صورت رشته شیشههای افزوده بر ظروف با قالب و تراشی به صورت طرحهای مدور مقعر، و تنوع فراوانی دارند، مانند انواع پارچ، آبخوری، تُنگ، صراحی، لیوان، کاسه و پیاله، بطری، روغندان، گلدان و قندیل (رجوع کنید به علیاکبرزاده کردمهینی، ص 64، 78، 92، 94، 103ـ104 و جاهای دیگر؛ فوکائی، ص 186، 196ـ200، 224ـ 225).از جمله اشیای فلزی منسوب به جرجان، عودسوزی برنزی است که در موزه ملی ایران بخش ایران باستان نگهداری میشود. در کاوشهای جرجان، اشیای مفرغی و مسی، شامل نیم تنه یک شیر که احتمالاً دسته ظروف فلزی بوده، به دست آمده که با نقوش ظروف سفالی دوره سلجوقی شباهت بسیار دارد و همچنین اشیای زینتی (مانند سنجاق، انگشتر، سرخروس، و گردنبند)، قاشق، ظروف فلزی و تعداد زیادی سکه از دیگر اشیای مکشوفه در جرجان هستند (رجوع کنید به مرتضایی).بررسی سکههای به دست آمده نشان میدهد که در ضرابخانههای جرجان، سکههای طلا، نقره، برنز و مس ضرب میشده است. در بین سکههای سالم مانده، سه سکه متعلق به دوره نوحبن نصر سامانی (حک : 331ـ343) و عبدالملک اول سامانی (حک : 343ـ350) است و تعدادی نیز در قرن هشتم در جرجان ضرب شده است (کیانی، 1984، ص 77ـ 78؛ لین پول، ج 6، ص 15ـ16، 65).منابع: عیسی بهنام، «ظروف گلی لعابدار گرگان»، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، سال 3، ش 2 (دی 1334)؛ منوچهر ستوده، از آستارا تا اِستارباد ، تهران 1349 ش ـ؛ هلن علیاکبرزاده کرد مهینی، شیشه: مجموعه مـرز بازرگان ، تهران 1373 ش؛ شینجی فوکائی، شیشه ایرانی ، ترجمه انگلیسی از ادنا کرافورد، ترجمه فارسی از آرمان شیشهگر، تهران 1371 ش؛ محمدیوسف کیانی، «گزارش مقدماتی کاوشهای جرجان»، در گزارشهای سومین مجمع سالانه کاوشها و پژوهشهای باستانشناسی در ایران، دوازدهم تا هفدهم آبان ماه 1353 ، زیرنظر فیروز باقرزاده، تهران: مرکز باستانشناسی ایران، 1354 ش؛ محمدیوسف کیانی، فاطمه کریمی، و عبداللّه قوچانی، مقدمهای بر هنر کاشیگری ایران ، تهران 1362 ش؛ محمد مرتضایی، گزارش فصل اول و دوم جرجان 1381 و 1382 ش ، تهیه شده در سازمان میراث فرهنگی کشور (منتشر نشده)؛Muhammad Yusuf Kiani, The Islamic city of Gurgan , Berlin 1984; Stanley Lane-Poole, Catalogue of oriental coins in the British Museum , London 1875-1890, repr. Bologna 1967
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24