معراجنامه چنان گونهای ویژه و رایج در ادب دینی- عرفانی و گزارش سفر روحانی بزرگان دینی و عرفانی به قلمروهای ماوراءالطبیعه است. این گونه ادبی که از دیرباز در تاریخ زندگی بشر بدان توجه شده، سبب خلق آثار ارزشمندی در ادب دینی و عرفانی فارسی ایران در پیش و پس از اسلام شدهاست که کتیبههای موبد کرتیر و کتاب ارداویرافنامه در پیش از اسلام و رساله معراجنامه ابن سینا، معراجنامه بایزید بسطامی، مثنوی سیرالعباد الی المعاد سنایی، خاوراننامه ابن حسام خوسفی و جاویدنامه اقبال لاهوری در ادب فارسی پس از اسلام از این دسته هستند. بررسی و نقد متون ادبی، دینی و عرفانی بر اساس نظریههای ادبی نو افقی تازه از شناخت، درک و دریافت متن ادبی فراروی خواننده میگشاید و لایههای رازناک و زوایای باریک آن را بر وی آشکار میسازد. بر این اساس، مسأله اساسی این پایاننامه نقد و تحلیل معراجنامههای ادب فارسی بر پایه نظریه سفر قهرمان جوزف کمپبل است که برآمده از نظریههای اسطورهشناختی و روانکاوی کارل گوستاو یونگ روانکاو سوییسی است. اهمیّت و هدف این پایاننامه تبیین رویکردهای سفر روحانی شخصیّت اصلی روایت با یک الگوی قابل قبول جهانی است تا توانمندی راویان یا مولفان این معراجنامهها را در پرداختن به تمام زوایای سفر و موانع و دستاوردهای آن با رویکردی توصیفی- تحلیلی با تکیه بر شیوههای تحلیل محتوا و منابع کتابخانهای بررسی و تبیین شود و از دیگر سوی میزان جامعیّت این نظریه را در ادعای خویش نشان دهد.