کتاب ارداویرافنامه که به زبان پارسیمیانه (پهلوی) نگاشته شده است، داستان سفر یک موبد زردشتی به دنیای پس از مرگ را روایت میکند. این کتاب از چندین جهت حائز اهمّیّت است. نخست تاثیری است که این کتاب به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر کتابها و فرهنگهای مختلف داشته است. در آثاری چون رساله الغفران نوشته ابوالعلاء معری، سیر العباد الی المعاد نوشته سنایی و یا کمدی الهی نوشته دانته میتوان تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم این کتاب را مشاهده کرد. دومین دلیل ایده کلّی داستان و نحوه روایت داستان است و سومین علّت ظرفیّتهای نمایشی موجود در متن است که میتوان هم از منظر کلاسیک و هم از منظر تازه و متفاوت زبانشناسی آن را مورد بررسی قرار داد. با توجّه به اهمّیّت مقوله زبان در این اثر و با کمک نگاه ادبی و زبانشناختی راجر فاولر میتوان ظرفیّتهای نمایشی این اثر را از دریچه زبانشناسی نیز مورد بررسی قرار داد. راجر فاولر که نظرات خود را بر مبنای دستور زبان گشتاری-زایشی نوام چامسکی، نظریههای ولادیمیر پراپ در حوزه دستور روایت، نظریه گفتوگو محور باختین و یافتههای جدی در حوزه روایتشناسی گفتوگو محور چیده است، متن را از سه منظر بررسی میکند. فاولر نخست ساختار اطلاعات متن، سپس رابطه ساختار اطّلاعات کلامی و فرمی داستانهای منثور و در آخر الگوهای بلاغی متن را مدنظر قرار میدهد. هدف اصلی، تحلیل ظرفیّتهای نمایشی اثر با رویکرد زبانشناسی و تبدیل این ظرفیّتها به متون نمایشی و رسیدن به راهکارهایی برای اقتباس از این اثر با رویکرد زبانشناسی است.