


با مداقّه در آثار ادبی عرب میتوان هسته اوّلیۀ این پژوهشها را در الکتاب سیبویه (د 180ق) جست. سیبویه با بیان این مطلب که به منظور گسترش معنایی کلمات زبان تغییراتی در مدلول کلمات صورت میکرد مسئله مجاز را پیش روی بلاغت دانان بعد از خود میگشاید (حسین، 120). مدّتی بعد از وی فراء (د 209ق) در کتاب معانی القرآن در ذیل آیه «ولما سکت عن موسی غضب» (اعراف/ 154)با بیان این مطلب که اسناد سکوت به غضب مجازی است و سکوت در حقیقت برای عاقل به کار میرود نه غیر عاقل، بحث تجسیم و تشخیص را گر چه به صورت ابتدایی و کلّی وارد پژوهشهای استعاری مینماید (حسین، 159).
الف) پیشگامان
جاحظ (د 255ق) اوّلین کسی است که تعریفی از اصطلاح استعاره و با همین نام مذکور ارائه میدهد (سامرائی، 20). او در ذیل بیت زیر:
وطفقت سحابه تغشاها تبکی علی عراصها عیناها
(ابری خانه معشوق را در برگرفت و بر ویرانههای آن گریستن آغاز نمود) میگوید: «دو چشمش یعنی دو چشم ابر و شاعر باران را گریه ابر قرار داده است بنا بر استعاره و آن عبارت است از نامیدن چیزی به اسم چیز دیگری هرگاه جانشین آن گردد (جاحظ، 116). این تحلیل حاجظ و نیز تعریف مشهور او از شعر «انما الشعر صناعه من النسج و جنس من التصویر» (سلوم، 305). بیانگر نگرش او به کار کرد تصویر آفرینی و جان دار پنداری و در نتیجه اثر انگیزشی استعاره و اهمّیت آن در هنر شعر است.
در طی دوره بعد از جاحظ تا زمان عبدالقاهر جرجانی بلاغت دانان بسیای در بارۀ استعاره سخن گفتند امّا معدود کسانی به معیارهای تولید، درک و زیبایی شناسی استعاره توجّه داشتند که به اختصار ذکر میشود. از جملۀ این اشخاص معدود ابن قتیبۀ دینوری (د 276ق) است. او با ارائه تعریفی که گویی تعریف جاحظ است به معرّفی استعاره میپردازد امّا نکتهای را خاطر نشان میسازد که جاحظ ذکر نکرده بود و آن لزوم وجود ارتباط میان معنای حقیقی و مجازی در استعاره است. البتّه او این ارتباط را بر مبنای روابطی چون سببیت، مجاورت و تشبیه میداند (ابن قتیبه، 135).
عبدالله بن معتز (د 296ق) دیگر بلاغتدانی است که به نکتهای جدید اشاره میکند و آن وجود یک تأثیر اضافی در مجاز نسبت به حقیقت یعنی مبالغه و ایضاح است. اثری که باعث میشود ما به جای معنی حقیقی استعاره به کار ببریم (ابن معتز، 2).
ب) توسعۀ بحث در نیمۀ سدۀ 4ق
بعد از او قدامة بن جعفر (د 337ق) با تقسیمبندی استعاره به استعاره فاحش (استعارهای که بین معنی حقیقی و مجازی آن ناهمگونی باشد) و استعاره نیکو و توجّه به وجود اصل مشابهت بین مستعار منه و مستعار له دریچه جدیدی فراروی پژوهشگران میگشاید (قدامه، 67).
قاضی جرجانی (د 366ق) نیز در کنار ارائه تعریفی چون تعریف پیشینیان در بارۀ استعاره به وجود تفاوت بین تشبیه و استعاره و راهکار شناخت آن دو از یکدیگر میپردازد (قاضی جرجانی، 40). در همان زمان آمدی (د 370ق) با ارائه تحلیلهایی دقیق و ظریف از استعارههای ادبی و انواع وجه شبه پژوهشی جدید عرضه میکند که توجّه بزرگانی چون عبدالقاهر جرجانی را به خود جلب مینماید (آمدی، 267؛ عبدالقاهر جرجانی، اسرار، 59).
پ) عالمان متأخرتر
علی بّن حسین رمانی (د 384ق) دیگر بلاغت دانی است که در پرتو اثبات اعجاز قرآن زیباییهای استعاره را کاویده است. شاید بتوان گفت که پژوهش او گزیدهای از پژوهشهای متفکّران اسلامی پیشین است. نکته بسیار جالب و نوین پژوهش او ارائه تحلیلهای ژرف روانشناختی از استعارههای قرآنی است. تحلیلهایی که نقطه عطفی را در پژوهشهای استعاری بلاغت دانان اسلامی ایجاد کرد. در تأیید این مدّعا ارائه نمونه ذیل شایسته است. او در تحلیل استعارههای موجود در آیات «سمعوا لها شهیقا و هی تفور* تکاد تمیز من الغیظ» (الملک/ 8-7). بیان میکند: «در حقیقت شهیق صدای شدید و دردناک است مانند صدای شیون کسی که گریه میکند، در ایجا استعاره بلیغ تر و موجز تر از حقیقت است و جامع بین صدای آتش جهنّم و شیون گریه کننده نازیبایی صدا است «تمیز من الغیظ» معنای حقیقی اش پاره پاره شدن از شدّت جوشش به وسیلة آتش است. یعنی نزدیک بود از شدّت جوشش پاره پاره شود و استعاره بلیغ تر از حقیقت است. زیرا مقدار خشم بر نفس محسوس و مدرک است و این آشکار است که شدّت خشم شدّت انتقام را در پی دارد، پس در این استعاره برترین نوع بیم دادن و بزرگترین طریق وعظ کردن و برترین دلیل به قدرت وسیع خداوند است» (رمانی، 87).
در ادامه ابوهلال عسکری (د 395ق) پژوهشی گسترده تری در بارۀ استعاره انجام داده است. او علاوه بر انتقال از معنای وضعی کلمه به معنای مجازی آن به نقش و عملکرد فعّال استعاره در سخن نیز اشاره کرده است. عملکردی که از دیدگاه او در پنج مبحث صورت میگیرد: روشن ساختن معنی، تأکید، مبالغه، ایجاز، آراستن، و تزیین سخن (ابوهلال، 274). او به بسط شیوه تحلیلی رمانی یعنی شیوه تحلیل روانشناختی از استعاره میپردازد و با ارائه نمونههای فراوان نقش استعارهها را در تجسّم احساسات و عواطف شخصی و جمعی و به عبارت وسیعتر نمایش فرهنگ جامعه، نمایان میسازد (عبدالحسینی، بلاغت... ، 25؛ همو، استعاره، سراسر فصل دوّم).
دیگر بلاغت دان اسلامی که ضمن ارائه آرای گذشتگان در بارۀ استعاره نکته جدیدی را بر دستاوردهای ایشان افزوده است ابن رشیق قیروانی (د 436ق) است. به عقیده او نگاه زیبایی شناختی به استعارهها ذوقی بوده و بر اساس تغییر زمان ممکن است تغییر یابد (ابن رشیق، 1907: 184).
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24