


فلسفه
فارابى معتقد بود که ميان فلسفه و دين فرق هست. به نظر او فلسفه وصول به حقيقت از راه نظر و برهان بوده و دين، وصول به حقيقت از راه تمثيل و رمز است. درست است که کندى؛ نخستين فيلسوف عرب است که راه را گشوده؛ ولى او نتوانست مکتبى فلسفى تأسيس کند و ميان مسائلى که مورد بحث قرار داد، وحدتى ايجاد کند؛ اما فارابى، که به قول ابن خلکان «بزرگترين فلاسفه اسلام است علىالاطلاق» توانست مکتبى کامل تأسيس کند. او در عالم اسلام همان نقشى را داشت که فلوطين در فلسفه غرب. ابن سينا او را استاد خود شمرد و ابن رشد و ديگر حکماى اسلام و عرب شاگرد او بودند و به حق او را بعد از ارسطو، که ملقب به «معلم اول» بود، «معلم ثانى» لقب دادند.
نبوت
نظريه فارابى درباره نبوت متأثر از انديشههاى يونانى بوده است. از اين نظريه غالباً ً به عنوان «سياست فارابى» سخن مىگويند. پيامبرشناسى فارابى شامل بعضى نکات اساسى است که به نظر او با فلسفه نبوى تشيع، مشترک است.
سياست
فارابى علاوه بر اينکه مؤسس فلسفه اسلامى است، اولين متفکرى است که تفکر سياسى شيعى را در قالب طرحى اجتماعى- سياسى تدوين نموده است. او شناخت انواع افعال و سنن ارادى و ملکات، اخلاق و سجايا و طبيعت انسان را علم مدنى مىشمارد و به نظر او تشکيل مدينه، نخستين مرتبه کمال براى نوع انسان است. وى چهار نوع مدينه معرفى مىکند که داراى ويژگىهاى مستقل از هم و در تضاد هميشگىاند: مدينه فاضله، جاهله، فاسقه و ضالّه. فارابى در کتاب «آراء اهل المدينة الفاضلة» متأثر از افلاطون به طرح «مدينه فاضله» در برابر وضع موجود در جامعه خويش پرداخته است.
در منابع جز اساتيد فوقالذکر به ديگر اساتيد فارابى اشاره نشده است؛ البته وى به آثار ابوالوفاى بوزجانى توجه داشته است و نيز شرحهايى بر آثار دانشمندان قديم يونان و روم از جمله بطليموس و اقليدس نگاشته است.
درباره شاگردان او نيز مطالب اندکى مىدانيم. از ميان شاگردان او، به نام فيلسوف مشهور نصرانى يحيى بن عدى اشاره شده است. ابوعلى سينا نيز که هم عصر فارابى بوده آثار وى را مورد مطالعه قرار داده و گاه آنان را راهگشاى مىيافته است. وى شرح المجسطى فارابى را خلاصه کرده است.
آثار و تأليفات
آثار فارابى را مىتوان به دو دسته تقسيم کرد: يک دسته از آنها به منطق و دسته دوم به مطالعات ديگر مربوط مىشود. آثار منطقى وى به بخشهاى مختلف ارغنون ارسطو به صورت تفسير يا تأويل مرتبط است. بسيارى از نوشتههاى وى هنوز به صورت دستنويس است و به طبیعیات، رياضيات، مابعدالطبيعه، علماخلاق و سياست مربوط مىشود. برخى از اين مصنفات مانند «فصوصالحکم» و «المفارقات» مورد ترديد است و درباره مؤلف آن، اتفاق نظر وجود ندارد. در دسته دوم از آثار فارابى، هيچ مطالعه واقعاً علمى به عمل نيامده و از طب حتى نام برده نشده است.
آثار فارابى در قرن چهارم و پنجم قرن دهم و يازدهم در شرق به طور وسيعى نشر يافت و احتمالاً به غرب رسيد و برخى از علماى اندلسى پيرو او شدند. برخى از نوشتههاى وى نيز به زبان عبرى و لاتينى ترجمه شد و در فلسفه اهل مدرسه (اسکولاستيک) يهودى و مسيحى تأثير گذاشت. آثار مزبور در دهههاى آخر قرن نوزدهم ميلادى منتشر و به زبانهاى زنده اروپايى ترجمه شد.
وفات
وفات فارابى به اصح اقوال در سال 339ق بوده است.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24