


۱-مرحله اول: مرحله اولیه یا شفاف سازی منابع
این در مورد تعیین منابع، فرضیه ها، پیش فرض هایی است که محقق از آنها شروع می کند و تشخیص اینکه آنها می توانند در تحقیق مداخله کنند. به طور مشابه، مفاهیم نظری را نشان می دهد که چارچوب نظری هدایت کننده تحقیق بر اساس آنها ساخته شده است، همچنین سیستم های ارجاعی، فضا-زمان و جامعه شناختی مربوط به داده های به دست آمده از پدیده مورد مطالعه را نشان می دهد. روش هرمنوتیک از طریق پاسخ به سؤالات مطرح شده در مورد نگرش ها، ارزش ها، باورها، احساسات، حدس ها، علاقه مندی ها و غیره ما در رابطه با تحقیق با هدف اجتناب از حضور آنها در تفسیر تجربیات انجام می شود.
این مرحله توصیفی روش هرمنوتیک است زیرا دادهها در اینجا از تجربیات زیستشده از منابع متعدد به دست میآیند: گزارشهای تجربیات شخصی، پروتکلهای تجربه برخی از معلمان، مصاحبهها، گزارشهای زندگینامهای و مشاهده-توضیح یک مستند.
۲-مرحله دوم: بررسی تجربه افراد
در روش هرمنوتیک برای دسترسی به تجربیات افراد، از آنها خواسته می شود که در مورد تجربه خود بنویسند. به این معنا، حکایات ما را به جستجوی رابطه بین زندگی و تفکر، بین موقعیت و تأمل میکشند. علاوه بر این، این روایات برای تربیت اهمیت دارند، زیرا به عنوان موارد تجربی عمل می کنند که به ما امکان می دهد تامل تربیتی انجام دهیم.
تجربه از درون به گونهای شرح می شود که گویی یک حالت ذهنی است: احساسات، حالات، عواطف و غیره. بر روی یک رویداد خاص از موضوع تجربه تمرکز کنید: موقعیتهای خاص، یک ماجراجویی، یک رویداد یا یک تجربه خاص را توصیف کنید.
مصاحبه و مشاهده در روش هرمنوتیک
مصاحبه عمیق با در نظر گرفتن اینکه این اطلاعات در بیوگرافی مصاحبه شونده وجود دارد به دنبال کسب اطلاعات در مورد موضوع مطالعه است. تفسیری که سوژه مورد مطالعه از تجربیات خود دارد در این مصاحبه گردآوری شده است. از سوی دیگر، مصاحبه محاوره ای به دنبال به دست آوردن معنای زنده یک تجربه خاص است و تفسیرهای ذهنی در مورد آن را کاهش می دهد.
مشاهده از نزدیک در روش هرمنوتیک به دنبال نزدیکترین حالت به دنیای حیاتی فرد مشاهده شده است تا معنای تجربه زندگی او را درجا درک کند. از سوی دیگر، در مشاهده مشارکتی، محقق به دنبال معرفی خود در فرهنگ و زمینه موضوع مورد مطالعه است و بخشی از آن را تشکیل می دهد. تفاوت اساسی دیگر در این واقعیت است که مشاهده دقیق از تدوین طرح های فکری قبلی (شخصی یا نظری) اجتناب می کند، در حالی که شرکت کننده از مقوله های قبلی – حتی اگر موقتی باشند – شروع می کند یا در پایان فرآیند به آنها می رسد.
۳-مرحله سوم: تأمل در تجربه زیسته – مرحله ساختاری
هدف از این مرحله در روش هرمنوتیک تلاش برای درک معنای اساسی چیزی است. بازتاب پدیدارشناختی هم آسان و هم دشوار است. آسان است زیرا بررسی معنا یا ماهیت یک موضوع فرآیندی است که دائماً در زندگی روزمره اجرا می شود. به گفته هوسرل (۱۹۸۰)، وقتی ما معلمی را درک می کنیم، فقط یک مرد یا یک زن را نمی بینیم. ما فردی را متفاوت از دیگران می بینیم، به خصوص در جنبه ای که باعث می شود در مورد او صحبت کنیم. به عبارت دیگر، من، مانند بقیه جهان، مفهوم معلم را دارم، اما به سختی میتوان به یک تعریف و توضیح انعکاسی از چیستی «معلم» رسید.
موضوع پدیدارشناسی
به منظور بازتاب پدیدارشناختی به روش هرمنوتیک، این مهم است که روشن شود که پژوهش در علوم انسانی موضوع اصلی است. جایی که مفهوم آن با تحلیل ماهیت روش شناختی و فلسفی آن درک می شود. تحلیل موضوع معمولاً بهعنوان کاربرد کمی گیجکننده و بسیار مکانیکی از هر روشی برای محاسبه فراوانیها یا کدگذاری اصطلاحات انتخابشده در رونویسیها یا متون، یا هر گونه تفکیک دیگری از محتوای پروتکل یا مطالب مستند درک میشود. بر اساس این کاربردها، نرم افزارهایی وجود دارد که تجزیه و تحلیل موضوع را برای محقق انجام می دهد.
۴-مرحله چهارم: نوشتن در مورد – تأمل در تجربه زیسته و تکمیل روش هرمنوتیک
هدف از این مرحله روش هرمنوتیک ادغام در یک توصیف واحد است که تمام چهرهشناسیهای فردی همه موضوعات مورد مطالعه را ادغام میکند. با این کار، فیزیوگنومی گروه، یعنی ساختار مشخصه گروه مورد مطالعه را تعیین می کنیم. فرمول باید توصیفی مختصر اما کامل از موضوع مورد مطالعه باشد. شرح شامل قرار دادن ساختار هر فیزیوگنومی فردی در یک ساختار کلی است که نمایانگر چهره شناسی مشترک گروه است. هوسرل بیان می کند که هدف روش هرمنوتیک حرکت از جزئی به امر کلی است، یعنی یک توصیف پدیدارشناختی کامل.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24