


به عنوان مثال صنعتگران فقط صنعت صنعت را میبینند و کاری به این ندارند که توسعه یک صنعت و به طور کلی توسعۀ صنعتی چه تأثیراتی بر محیط زیست، فرهنگ، ترافیک، عواطف و احساسات مردم دارد.
در محافل زیستمحیطی، فرهنگی، ترافیکی و اجتماعی هم کسی نگران صنعت نیست و نمیکوشد تا ببیند که سیاستها و عملکردهای این محافل چه تأثیراتی میتواند بر توسعۀ صنعتی بگذارد. همانگونه که فراوان این جملۀ تکراری را از زبان بعضی مأموران دولتی میشنویم که ما مأموریم و معذور، متصدیان بخشها و سازمانهای مختلف نیز هرگاه در برابر تصمیمگیریهای مهم قرار میگیرند، خود را صرفاً مدافع یک بخش یا سازمان خاص میبینند و قاطعانه اظهار میدارند که ما مسوول همه چیز نیستیم! در واقع با اینگونه اظهارات، افراد به ما گوشزد میکنند که آنها تربیت شدهاند و مأمورند که تنها به یک جزء از کلیتی به نام جامعه نگاه کنند. این رفتار حاکی از آن است که تصویر بزرگ در جامعه ما ناپدید شده است و هر یک از ما به منزلۀ نقاشانی هستیم که جزء کوچکی از این تصویر را، بدون شناخت و درک کلیت آن، نقاشی میکنیم. به ناپایداری و آشفتهگی جوامع انسانی بنگرید و پیامدهای نامبارکِ این نوع نگاه را، تقریباً در همه جای جهان ببینند.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24