


سیدمهدی جلیلی
«قدما مزیت را میان لفظ و معنی تقسیم کرده اند، و گفته اند: معنی لطیف و لفظ شریف؛ خلاصه شان و مقام لفظ را بسیار بزرگ نموده اند؟ حتی متاخران هم در این باب از آنها پیروی کرده اند؛ تا آنجا که اهل تحقیق گفته اند: معانی به هیچ وجه زیادت و فزونی نمیپذیرند، و تنها الفاظ است که در آنها تزاید و فزونی حاصل میشود؟ و خلاصه، سخن را طوری گفته اند که هر کس بشنود خیال می کند مزیت در خود لفظ است؟ جواب گوییم: چون معانی به وسیله ی الفاظ بیان میشود، و نظم دهنده ی این معانی پراکنده جهت آگاه ساختن ما از هنری که به وسیله ی فکر خود از ترتیب معانی به کار برده است راهی ندارد جز به وسیلهی ترتیب الفاظ در گفتار لذا از ترتیب معانی تعبیر به ترتیب الفاظ نموده اند. یعنی مجاز به کار برده اند و کنایه کرده اند، و سپس تعبیر به الفاظ نموده اند با حذف کلمه ی ترتیب. آن گاه پس از کلمه لفظ وصفی را آورده اند که منظور و مرادشان را کاملاً روشن ساخته است. مثلاً گفته اند: لفظ متمکن، و مرادشان این بوده که لفظ متمکن است به لحاظ معنایش با معنایی که در کلمات مابعد آن قرار گرفته است. مانند شیئ که در محل درست و مطمئنی جای گرفته است. و یا گفته اند: لفظ مضطرب و دورافتاده از محل خود. و مقصودشان این است که معنای آن با معنای مجاورش مناسبت ندارد. و همانند شیئی است در جایی که صالح برای آنجا نیست، و نمیتواند در آن محل آرام گیرد. و خلاصه، این چنین است هر کلمه ای که در وصف لفظ به صورت تعریف و توصیف میآید، و آن صفت را به سبب مضمون و مفادش به لفظ نسبت داده اند. (توضیح مترجم: فصیح کسی است که بتواند معانی مرتب شده در ذهن خود را بیان کند. یعنی قدرت بیان گوینده را فصاحت مینامیم نه مرتب کردن معانی در ذهن را.)»
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24