


حال که نقش زبان در به وجود آمدن نهادها تشریح شد، لازم است در پرتو آن مجدداً به بحث محتوای واقعیتهای نهادی و کارکردهای وضعی توجه شود. گفته شد که وجود شیء فیزیکی برای تحقق واقعیت نهادی امری ذاتی و ضروری نیست. نشان داده شد که برخی واقعیتهای نهادی میتوانند فاقد عبارت X باشند. این فقدان خللی در نهادی بودن آنها ایجاد نمـیکند. ضمن اینکه نظریۀ غالب را نیز مخدوش نمیسازد. در واقع سرل این موارد را استثنائاتی میداند که بر فرمول «X در C به عنوان Y محسوب میشود» منطبق نیستند؛ تعیین کارکرد وضعی در این دسته از واقعیتها فینفسه است. به علاوه، ساختار بنیادین واقعیت نهادی عبارت است از فرمول «ما میپذیریم (S واجد توان است (S، A را انجام میدهد))». حال درست است که آن دسته از واقعیتهای نهادی که ذیل عنوان «عبارات Y فینفسه» قرار میگیرند در قالب فرمول «X در C به عنوان Y محسوب میشود» قابل صورتبندی نیستند اما این واقعیتها در قالب فرمول بنیادین «ما میپذیریم (S واجد توان است (S، A را انجام میدهد))» قابل صورتبندی است و توانهای بایایی را به افراد دستاندرکار منتقل میکند. علاوه بر فرمول اخیر میتوان به نحو دیگری نیز صورتبندی جامعی از واقعیتهای نهادی به دست داد که همۀ موارد از جمله «عبارات Y فینفسه» را شامل شود. سرل ادعا میکند:
“ همۀ کارکردهای وضعی و به تبع آن همۀ واقعیتهای نهادی، به استثنای [خودِ] زبان، به وسیلۀ آن دسته از افعال گفتاری ایجاد میشوند که صورت منطقی اِخبارها (Declarations) را دارند”. (Searle, 2008: 49)
این ادعا شامل همۀ انواع واقعیتهای نهادی است. بدین ترتیب میتوان بسیاری از واقعیتهای نهادی را که در قالب صورتبندی قواعد قوامبخش «X در C به عنوان Y محسوب میشود» قابل بیان هستند، به عنوان «اِخبار فیغیره» (Standing Declaration) لحاظ کرد. به طور مثال اینکه «گذشتن توپ از خط دروازه در بازی فوتبال به عنوان گل محسوب میشود» اِخباری فیغیره است. یعنی هر موردی که در آن Y در X تحقق یافته باشد، مصداقی از این نوع اِخبار خواهد بود. اما
“ گاهی اوقات ما واقعیتهای نهادی را بدون اینکه نهادی از پیش موجود باشد در همان دم خلق میکنیم، مثلاً هنگامی که قبیلهای بدون اینکه روش معینی برای انتخاب رهبران وجود داشته باشد فردی را به عنوان رهبر برمیگزیند. در چنین مواردی بازنماییها به مثابۀ اِخبارهایی عمل میکنند که کارکرد وضعی جدیدی را خلق میکنند. از این گذشته، همان طور که من در این مقاله تذکر دادم، مواردی ذیل عنوان «عبارات Y فینفسه» وجود دارند که در آنجا شما کارکرد وضعی Y را دارید بدون اینکه عبارتی از X منطبق بر آن باشد. .... ما اکنون میتوانیم همۀ این موارد را در عامترین صورت خلق کارکردهای وضعی نشان دهیم. این صورت عام به طور ساده چنین است: «به وسیلۀ اِخبار، کارکرد وضعی Y را خلق میکنیم.»
بنابراین صورتبندی «X در C به عنوان Y محسوب میشود» میتواند به عنوان شکلی از پیادهسازی ساختار فوق دیده شود که عمومیت آن بسیار زیاد است.” (Ibid: 49-50)
از عبارات فوق دانسته میشود که صورتبندی «X در C به عنوان Y محسوب میشود» را میتوان به عنوان شایعترین قالب واقعیتهای نهادی تلقی کرد، با این توجه که صفت «عامترین» را نباید به آن اطلاق نمود؛ اما در چارچوب نظریۀ افعال گفتاری میتوان عامترین صورتبندی واقعیتهای نهادی را این قالب معرفی کرد: «به وسیـلۀ اِخبار، کارکرد وضعی Y را خلـق مـیکنیم.»
حال اگر خلق همۀ انواع واقعیتهای نهادی به وسیلۀ آن دسته از افعال گفتاری انجام میشود که واجد ساختار منطقی و زبانشناختی اِخباریاند پس بقا و تداوم آنها نیز به وسیلۀ چنین افعالی محقق خواهد شد. سرل عمل زبانشناختی منطقی( Logical linguistic operation)که واقعیتهای نهادی را خلق میکند «اِخبار کارکرد وضعی» ( Status Function Declaration) مینامد. زبان خود برای به وجود آمدن، نیازی به اِخبار کارکرد وضعی ندارد؛ زیرا برای تحقق افعال گفتاریِ اظهار شده تنها معنا و یا مضمون معنایی جملات کافی است. (Ibid: 51)
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24