


ارتباط ذهنها با هم فقط بهصورت غیرمستقیم عملی میشود. هر اندیشهای باید ابتدا از طریق معانی و آنگاه از طریق نشانهها راهی برای بیان خود بگشاید. مهمترین و پرکاربردترین این نشانهها، زبان و کلمات آن است. اندیشه هم خود به وسیلۀ انگیزهها یعنی تمایلات و نیازها و رغبتها و هیجانهایی برانگیخته میشود که همواره درک صحیح آن از مسائل پیچیده و گاه غامض برای انسان بوده است؛ خاصه آن گاه که فقط با متنی نوشتاری روبهرو باشیم، فاصلۀ زمانی ما با گویندۀ آن بسیار باشد، و ابزاری نیز جز همان متن برای شناخت گوینده در اختیار ما نباشد. از همین رو، عالمان مسلمان در کوشش برای فهم بهتر قرآن، خود را از نظریه پردازی در بارۀ خاستگاه زبان و رابطۀ آن با تفکر بینیاز ندیدهاند. از جملۀ اندیشمندان اسلامی که حدود 1000 سال پیش ضمن پژوهش درباب اعجاز قرآن و ارائۀ نظریۀ نظم با تلاشی روشمند در خصوص زبان و رابطۀ آن با تفکر به پژوهش درباب فرایند آفرینش ادبی و روانشناختی گویندۀ آن از طریق تأویل نحوی دست یازید عبدالقاهر جرجانی (د 471ق) است. وی در آثار مختلف خویش، خاصه در دلائل الاعجاز مباحثی را پی میگیرد که در دوران معاصر، ضمن مباحث فلسفۀ زبان گنجانده میشود. در این مطالعه سعی شده است با بازخوانی نظریۀ نظم او، دیدگاه و روشی را که وی در بارۀ روانشناختی گوینده از طریق تأویل نحوی بازکاویده است، شناسایی و تبیین شود.
زبان در مفهوم استعداد نطق و رسانایی معانی پنهان و حقایق دور از دسترس با جایگزینی سخن و کلام ویژه انسان است. جنبۀ دیگری از حیات بالفطره اجتماعی انسان نیز خود روی دیگر سکۀ زبان و گفتار را در میان میآورد. اساسیترین عنصر زندگی اجتماعی بشر ارتباط با دیگران و بیان ما فی الضمیر است. از آنجا که ارتباط مستقیم و بی واسطه ذهنها با یکدیگر میسّر نیست و انسان برای انتقال داشتههای ذهنی خود یا گزارش اشیای خارجی نمیتواند به طور مستقیم آنها را به مخاطب ارائه نماید ناگزیر برای تأمین این هدف از ابزار و نشانههایی بهره میبرد. مهمترین و مناسبترین وسیله تفهیم و تفاهیم بهرهگیری از نشانههای زبانی (الفاظ) است. امّا همین نشانه روشنگر به علّت دو ابعاد بودن و پیچیدگی خاص خود موضوع غامضی را به وجود آورده که درک درست آن ذهن اندیشمندان بسیاری را در تاریخ تفکر بشری به خود مشغول ساخته است.
طرح مسئله
این که «زبان چیست؟»، «زبان چگونه داشتههای ذهنی ما را تبیین میکند؟»، یا «چگونه میتوان به مقصود گویندۀ سخن دست یافت و وضعیت روحی و روانی او را درک کرد؟»، از جمله پرسشهای بیشماری است که در حوزه زبان و تفکر و رابطه آن با گوینده و شنونده، ذهن پژوهشگران علوم مختلف مرتبط با این حوزه را به خود جلب کرده است.
از میان متفکران اسلامی که در سایه اثبات اعجاز قرآن و تبیین کلام وحی به پژوهش در باب زبان پرداخته، عبدالقاهر جرجانی (متوفّی 471ق) از زبان شناسان و ناقدان برجسته اسلامی است (عباس، 39). او با دقّت نظر و تلاشهای روشمند در بررسی زبان مذکور خاصه متون ادبی آن به موفّقّیتهایی دست یافته و اصولی را بیان داشته که نه تنها در دوره زمانی خود بلکه امروزه نیز در جوانبی تازگی و کارآمدی دارد و شایسته پژوهش است.
چنان که آشکار است، نقد و تحلیل زیباییشناسانۀ عبدالقاهر جرجانی بر اساس نظریۀ نظم بر بسیاری از ساختار گرایان و فرمالیستها فضل تقدّم دارد و پژوهشهای ایشان هم البته تأیید و تأکیدی است بر عمق دقّت نظر او.
او در خصوص رابطۀ زبان و اندیشه، عوامل مؤثر بر ایجاد کلام، و چگونگی تحلیل روانشناختی گوینده با تکیه بر تأویل نحوی، دیدگاههای شایان تأملی را بازنموده است. از جمله، وی تأکید میکند که زبان به مثابۀ یک مفهوم و توانایی نهاده در وجود انسان است که به وسیلۀ آن امکان برقراری ارتباط با دیگران و انتقال داشتههای ذهنی خود را مییابد؛ همچنان که به مفهوم دیگر، نشانهها و دلالتهایی است برای ارجاع به هستیها و معانیای از پیش دانسته؛ نشانههایی قراردادی که دارای ساختاری منظّم است و هر شخص نسبت به تواناییهای خود در طول زمان با زندگی در اجتماع انسانی به آن آگاهی مییابد.
همچنین، وی تأکید میکند که زبان و اندیشه ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند به طوری که زبان چه گفتاری و چه نوشتاری تجسّم یافته اندیشه است. از نگاه او، هر زبان دارای یک ساختار دستوری است که خلق معنی و بروز اندیشه و نیز درک آن در چهارچوب و قالب همین ساختار صورت میگیرد. انتخاب هر شکل از ساختار دستوری برای بیان اندیشه عملی آگاهانه و منحصر به فرد است و به عبارتی سبک خاص هر گوینده را روشن میسازد. در پشت هر معنی و اندیشهای عواملی وجود دارد که در بروز آن و نیز سبک بیان آن اندیشه مؤثر است. سرآخر، از نگاه عبدالقاهر، برای درک عوامل روحی و روانی مؤثر بر اندیشه مجسّم شده در گفتار شخص میتوان از تحلیل ساختاری زبانی همان گفتار بهره گرفت.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24