


زمخشري عالمي ديني و ادبي بود.در روزگار او علوم ديني و ادبي در هم آميخته بودند، و هر کس در يکي از اين دو علم وارد بود و ديگري نيز به نسبت کم يا بيش نظري پيدا مي کرد. علم دين اساساً بر نقل و روايت استوار است.نظر گذشتگان درباره ي اين مرد،بر حسب پايگاه فکري و نحوه ي داوري ايشان درباره ي وي،فرق مي کند. برخي از اظهار نظرها آغشته به اطلاق در عبارات و بيدقتي در تعبير ها و گزينش کلمات است. در اين موارد رعايت سجع و قافيه بر بيان افراد حکومت مي کند و به دقت علمي توجهي نمي شود.بسته به اين است که کدام ضرب المثل،يا بيت شعر، يا کلمه در عبارت بگنجد،و بر زيبايي لفظ بيفزايد،نه اينکه کدام تعبير از نظر تاريخي درست تر باشد و منصفانه تر و بيطرفانه تر، مثلا موافقانش درباره ي او مي گفتند که «او محققي است و شايسته ي بهترين اوصاف، داراي نوشته هاي ارزنده و آثار فروزنده،امام کبير در حديث و تفسير و نحو و لغت و معاني است و در علوم ادبي بلامعارض، امام روزگار خويش است که رقيبي در برابر ندارد و از سراسر اقطار اسلامي براي استفاده از محضر او بارها بسته مي شود و پاها خسته.»
و اين عبارت پردازي به تفسير کشاف مي رسد که«تفسيري است بينظير از قرآن،و برتر از انديشه ي هر انسان. ..»، گاه اين عبارت پردازي آرامتر مي شود،ولي به هر حال دقت علمي سخت اندک است و مخالفانش ضمن عبارت پردازي بدين صفاتش مي ستودند که :حنفي الفروع است و معتزلي الاصول، در تفسير قرآن دسيسه هايي به کار برده که از ديده ي بيشتر مردم دور مانده است. بدين جهت برخي از فقها خواندن تفسير او را تحريم کرده اند. در اينجا حتي سخن از« بي ادبي»وي مي رود و قساوت در اين حد نيز نمي ماند، بلکه به نوشتن کتاب «الانکفاف عن اقراء الکشاف» مي رسد. گاه نيز خشونت، در حمله، جاي خود را به تأليف کتابهاي گوناگون در رد و انکار يکايک آثار او مي دهد. فتوا صادر مي شود که آنان که اصول ديني استوار دارند آثار وي را بخوانند تا از نظر هاي بدعت گرايانه ي وي آگاه شوند و ديگران را از افتادن در دام وي برحذر دارند.
در اينجا بايد از يک نوع داوري درباره ي زمخشري و ديگران ياد شود که تا اندازه اي از دقت علمي و امانت تاريخي برخوردار است. اين داوري از سوي علماي حديث در کتب «رجال» صورت گرفته است. در اين گونه نقدها نويسنده احساس مسئوليت مي کند و عبارت هاي گزاف به کار نمي برد و پرواي مسجع و قافيه ندارد. در اينجا با جرأت و دلاوري درباره ي اشخاص قضاوت مي شود، اعتبار و آبروي هر شخصي ملک حقيقت و تاريخ شمرده مي شود و کاري علمي به حساب مي آيد که مجيز گويي در آن حرام و حيثيت شخصي و مصونيت فردي در برابر آن ناچيز است و مقياسهايي منطقي برآن حکومت مي کند.زمشخري در اين ترازو چنين وزني دارد: «مفسر و نجومي شايسته اي است.گرايش به اعتزال دارد که خدا ما را از آن حفظ فرمايد. بايد از تفسير کشاف او برحذر بود.2» اين تعبير «شايسته» اصطلاحي است ويژه ي علم رجال که درجه ي راوي را معين مي کند. شايسته آخرين رتبه ي راوي است، يعني پايينترين مقام را دارد. در نظر علماي حديث کسي که گرايش به فرقه اي داشته باشد، که در نظر آنها نامقبول باشد،مانند مذهب اعتزال، روايتش مقبول نيست. زمخشري در تفسير کشاف درباره ي هر سوره اي از سوره هاي قرآن روايتهاي بسيار حاکي از فضيلت آن سوره آورده است که به عقيده ي دانشمندان اين حديثها از روي حسن نيت براي وادار کردن مردم به قرائت قرآن جعل شده است و هر مفسري چنين روايتها در تفسير خود بياورد غير قابل اعتماد شمرده مي شود.
وليکن بايد دانست که ما را با زمخشري راوي کاري نيست.شايد نقل حديث را بتوان کم اهميت ترين جنبه ي کارهاي علمي او دانست.وانگهي نظر ما راجع به مذهب اعتزال مانند گذشته آميخته به تعصب و بدبيني نيست و به همين دليل بايد يادآوري کنيم که زمخشري خود در کارهاي علمي خويش از تعصب بر سر عقايد خويش و خشونت در حق مخالفان خالي نبوده است. گاه در کلام او قساوتي نسبت به ديگر طوايف اسلامي ديده مي شود،چرا که ايشان را خس، نادان، گول و خود پسند مي خواند.3
درباره ي کارهاي ادبي او نيز گفتگو بسيار است. مثلاً کتاب مفصل او در علم نحو از نظر عده اي بسيار پر ارزش و برتر از حد ستايش است و برخي ديگر اين کتاب و ديگر کتابهاي ادبي او را ناچيز مي انگارند و او را نحوي کم مايه اي مي خوانند و برخي حتي در بيان اشتباهات زمخشري چيزها نوشته اند.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24