


در زبان فارسی باستان تمایز جنس وجود دارد. به این صورت که تمامی اسامی دارای جنس هستند. جنس در این زبان مشتمل بر مذکر، مؤنث و خنثی میباشد. این مقوله در زبان اوستایی نیز موجود بودهاست. جنس دستوری است و منطقی نیست؛ به این نحو که گاهی اسامی که بر جنس مؤنث دلالت میکنند از نظر جنس مذکرند مانند vanta به معنی زن که مذکر است. تأنیث از طریق شکل مذکر پرداخته میشود و برای این آوای پایانی واژگان معمولاً کشیده میشود. همچنین صفت و موصوف باید از نظر جنس تطابق داشته باشند و اگر موصوفی مؤنث باشد لازم است صفتی که برای آن به کار رفته نیز مؤنث شود. سه جنس مذکر و مؤنث و خنثی در اسامی به صورتهای مختلفی صرف میشوند که تمایز جنسشان آشکار میگردد، ضمایر نیز دارای جنس هستند اما دستگاه فعلی و صرف آن یکی است. به این معنی که در صرف افعال بین مؤنث و مذکر و خنثی هیچ تفاوتی وجود ندارد.
شمار در زبان فارسی باستان با زبانهای میانه و نو ایرانی متفاوت است. به این معنی که به جز دو شمار مفرد و جمع یک شمار دیگر یعنی مثنی نیز دارد. حالت مثنی در فارسی باستان بر دو نفر دلالت میکند. شمار مثنی شناسههای متفاوتی از جمع دارد و صرف فعل برای صیغههای مثنی متفاوت از جمع بودهاست. صفت و موصوف از نظر شمار جمع و مفرد و مثنی با یکدیگر همخوانی داشتهاند. این حالت پس از فارسی باستان به دورهٔ میانه نرسیدهاست. این سه حالت شمار در زبان اوستایی نیز وجود داشتهاست.
هر واژه یک شکل ساده به نام ستاک دارد. ستاک در حقیقت شکل ساده و بدون صرف و شناسهٔ یک واژهاست که معمولاً بهتنهایی به کار نمیرود. این ستاکها به آواهای متفاوتی ختم میشدهاند. برای نمونه، ستاک نام کوروش kūru و ستاک نام داریوش dārayava(h)u بوده که صورت فاعلی آنها که با š پایانی همراه است، صرف نام آنها در حالت فاعلی بودهاست. اگر نام کوروش در جمله در جایگاه مفعول به کار میرفته آنگاه بهصورت kūrum پدیدار میشده. این تغییرات اسامی با توجه به جایگاه اسم در هریک از حالات هشتگانهٔ صرفی در فارسی باستان وجود داشتهاست. نحوهٔ تغییر کردن پایان واژهها در فارسی باستان — یا به اصطلاح دیگر، صرف آنها — بستگی به ستاک یا شکل خام واژه داشته که به چه آوایی ختم میشدهاست. هر یک از واژهها یک ستاک اصلی داشتهاند. در صفتها که ممکن بوده مذکر، مؤنث یا خنثی باشند برای هر یک از این جنسها یک ستاک جداگانه وجود داشتهاست.
* حالتهای دستوری:
کاربرد اسم، صفت و نیز ضمیر در جمله همیشه در یکی از حالتهای دستوریهشتگانهٔ فاعلی، مفعولی، مفعولی له (برایی)، اضافی، مفعولی فیه (دری)، ندایی، مفعولی معه (بایی)، مفعولی عنه (ازی) است. در هریک از این حالات که قرار بگیرد با توجه به جنس، شمار و آوایی پایانی واژه، صرف میشده.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24