


فوکو در حوزه روش شناسي، به دنبال نوعي « باستان شناسي دانش » بود. در اين حوزه « موضوع هاي مورد بررسي او عبارت بودند از: دانش، افکار و شيوه هاي مباحثه » به همين منظور « اولين دستورالعمل يا در اصل ديرينه شناسي تبديل زبان و گفتمان به نقطه آغاز تحليلي تاريخي يا ديرينه شناسانه است ».
فوکو در تعريف تبارشناسي معتقد است: « تبارشناسي شکلي از تاريخ است که مي تواند سازمان دانش، گفتمان ها، قلمروهاي موضوعات و غيره را شرح دهد، بي آنکه مجبور باشد به سوژه اي ارجاع دهد که يا نسبت به قلمرو رويدادها موضعي متعالي دارد و يا در سير تاريخ در همساني تهي خود پيش مي رود.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24