


دیرینهشناسی دانش شناخت فرهنگهای ادوار گذشته انسان، بر اساس مطالعه اشیا و آثار دیرین و جزآن است. در باستان شناسی ، لایه های مختلفِ زمین مطالعه می شود تا وضع و تطور زندگی جانداران در ادوار گوناگون روشن شود.علاوه بر این دگرگونیهای جسمانی انسان در زمانهای مختلف، در این دانش مورد بررسی قرار میگیرد.فوکو دیرینه شناسی به معنای فوق را از علوم انسانی وام گرفت و به معنای مورد نظر خود به کار بست. دیرینه شناسی در فلسفه فوکو، کندوکاوی به سبک باستان شناسان است. آنان با حفاری و بیرون کشیدن مصنوعات بشر به مطالعه تاریخ زندگی او می پردازند. فوکو نیز در روش دیرینه شناسی به همین ترتیب عمل می کند. او با حفاری تاریخ اندیشه، روش های عملی گذشتگان و افکار و اندیشه های آنان را استخراج کرده و به تحلیل قواعد مخفی ناآگاهانهای که گفتمان های علوم انسانی گذشتگان را شکل داده است می پردازد. وی از این طریق میخواهند قواعد پنهانی را نشان دهند که اعضای یک اجتماع را وا می دارند تا مفاهیمی را معتبر و صادق و مفاهیم دیگری را غیر معتبر و کاذب بشمارند. دیرینه شناسی شیوه ای کاملا توصیفی است که صرفا در پی شرح شرایط وجود گفتمان و حوزه عملی کاربرد و انتشار آن است و کاری به منشا گفتمان و یافتن آن در ذهن بنیانگذار ندارد.
کلمه باستان شناسی (دیرینه شناسی) در سه عنوان از کتاب های فوکو به چشم میخورد؛ در دو کتاب در عنوان فرعی و در یکی در عنوان اصلی. «تولد کلینیک: باستان شناسی درک طبی» 1963 و «نظم اشیاء: باستان شناسی علوم انسانی» 1966 و «دیرینه شناسی دانش» 1969. فوکو به کمک روش دیرینه شناسی تلاش می کند تا رشد روز افزون گفتمان های قدرتمندی را که در دنیای مدرن پدید آمده است ردیابی کند.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24