


اکمیت از جمله ابهامآمیزترین مفاهیم طرحشده در حقوق و علوم سیاسی بوده و همین ابهام و عدم شفافیت این مفهوم باعث خطاهای زیادی در مورد آن شده است، بهطوریکه در حال حاضر نظرات متعارض بسیاری حول این مفهوم وجود دارد، از انکار وجود آن از ابتدا تا ضرورت آن برای شکلگیری هرگونه دولت و قدرت سیاسی. در این تحقیق برای درک بهتر مفهوم حاکمیت بهجای روشهای متداولِ پژوهشهای تاریخی، از روش دیرینهشناسی میشل فوکو استفاده شده است و با دیرینهشناسی مفهوم حاکمیت این نتیجه گرفته شده که حاکمیت نتیجۀ گفتمان آرخه محور اندیشۀ یونان باستان است که بر اساس نظریۀ فیضان افلوطین شکل گرفته و قرابت زیادی با مفهوم سلسله مراتب در قرون وسطی نیز دارد. در انتهای این تحقیق نیز ارتباط حاکمیت با گفتمان و نظریههای شناخت عالم مدرن مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده است که حاکمیت علیالاصول در تقابل با اندیشۀ مدرن قرار دارد و نمیتواند حاصل گفتمان دوران مدرن باشد.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24