wspg.ir
دسته بندی
دایره معنایی واژه ناجور
زبان مشکلات زندگی انسان معاصر
»
پیرامون مشکلات
»
۱۴۰۴/۳/۱۰ شنبه
(
0
)
(
0
)
دایره معنایی واژه ناجور
ناجور / nAjur /
مترادف ناجور: آشفته، بی تناسب، بی قواره، ضد، مخالف، مختلف، ناباب، نابرابر، ناجنس، نادرست، ناسازگار، نامرتب، نامناسب، ناهماهنگ، ناهمتا، ناهمجور، ناهمساز، ناهمسان، ناهمگون، نایکسان
متضاد ناجور: یکسان
معنی انگلیسی: ill-sorted, ill-matched, odd, incongruous, uncongenial, tough, anachronism, awry, anomalous, awkward, dissident, dissonant, divergent, foreign, fragmentary, heterogeneous, ill-assorted, ill-suited, inappropriate, incompatible, inconvenient, inept, irreconcilable, misfit, wrong, off-key, random, spotty, streaky, unfit, unfriendly, unhappy, unsuitable, unsuited, untoward, odd
نام گالری فیلم و نام ویدیو
جلد هجدهم
جلد هفدهم
جلد شانزدهم
جلد پانزدهم
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب