wspg.ir
دسته بندی
دایره معنایی واژه مخمصه
زبان مشکلات زندگی انسان معاصر
»
پیرامون مشکلات
»
۱۴۰۴/۳/۱۰ شنبه
(
0
)
(
0
)
دایره معنایی واژه مخمصه
مخمصه / maxmase /
مترادف مخمصه: اشکال، دردسر، قید، سختی، دشواری، گرفتاری، گیرودار، مخاطره، گرسنگی، رنج، زحمت، بدبختی، غم بزرگ
برابر پارسی: تنگنا، رنج، گرفتاری، هچل
معنی انگلیسی: conjuncture, corners, dilemma, hot water, jam, pass, pickle, plight, predicament, strait, trouble, fix, funk, bind, contretemps, scrape, hornets nest
نام گالری فیلم و نام ویدیو
جلد هجدهم
جلد هفدهم
جلد شانزدهم
جلد پانزدهم
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب