wspg.ir
دسته بندی
دایره معنایی واژه بلا
زبان مشکلات زندگی انسان معاصر
»
پیرامون مشکلات
»
۱۴۰۴/۳/۱۰ شنبه
(
0
)
(
0
)
دایره معنایی واژه بلا
بلا / balA /
مترادف بلا: آزار، آسیب، آشوب، آفت، بلیه، رزیه، رنج، سختی، فاجعه، فتنه، گزند، محنت، مشقت، مصیبت، آزمایش، آزمون، امتحان، زرنگ، ناقلا ، حیله گر، محیل | بدون، بی
متضاد بلا: پخمه، ساده لوح | با
برابر پارسی: آفت، آسیب، گزند، زیان
معنی انگلیسی: blight, calamity, catastrophe, disaster, evil, pest, plague, scourge, woe, misfortune, nuisance
نام گالری فیلم و نام ویدیو
جلد هجدهم
جلد هفدهم
جلد شانزدهم
جلد پانزدهم
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب