wspg.ir
دسته بندی
دایره معنایی واژه افت
زبان مشکلات زندگی انسان معاصر
»
پیرامون مشکلات
»
۱۴۰۴/۳/۱۰ شنبه
(
0
)
(
0
)
دایره معنایی واژه افت
افت / ~Afat /
مترادف افت: ( آفت ) آسیب، بلا، بیماری، زیان، صدمه، فتنه، مصیبت | سقوط، کاستی، کاهش، کمبود، نزول، نقصان، خفت، کسرشان
متضاد افت: افزایش
برابر پارسی: ( آفت ) گزند، آسیب، آگفت، زیان
معنی انگلیسی: blight, curse, pest, plague, scourge, calamity, vermin, anticlimax, comedown, drop, drop-off, ebb, fall, falloff, lapse, loss, sag, shrinkage, slippage, slump, tumble, [fig.] subsidence, (shortage on account of) impurities
نام گالری فیلم و نام ویدیو
جلد هجدهم
جلد هفدهم
جلد شانزدهم
جلد پانزدهم
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب