wspg.ir
دسته بندی
دایره معنایی واژه فشار
زبان مشکلات زندگی انسان معاصر
»
پیرامون مشکلات
»
۱۴۰۴/۳/۱۰ شنبه
(
0
)
(
0
)
دایره معنایی واژه فشار
فشار / feSAr /
مترادف فشار: تنگی، سختی، ضیق، اختناق، تضییق، جبر، حرج، زور، عقده
معنی انگلیسی: pressure, squeezing, stress, strain, beat, coercion, compulsion, demand, depression, hustle, impression, press, push, squeeze, tax, tension, tug, wring, potential
نام گالری فیلم و نام ویدیو
جلد هجدهم
جلد هفدهم
جلد شانزدهم
جلد پانزدهم
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب