


در میان افسانهها و داستانهایی که مورخهای یونانی نقل کردهاند، نمونههایی از داستانهای عاشقانه مادی نیز دیده میشود. یکی از این داستانها که کتسیاس آن را با لطفی استثنایی بیان کردهاست، داستان پرشور عشق ستریانگایوس یا ستریاگلیوس شاهزاده مادی به زرینا،ملکه سکاهااست که پس از ناکامی در عشق به خودکشی شاهزاده مادی میانجامد. نولدکه تمامی روایتهای این داستان را بررسی کردهاست و آنها را دارای جنبه حماسی میداند، گرچه شخصاً ترجیح میدهد آن را منظومه عاشقانه بنامد.
از دیگر داستانهای عاشقانه مادی، داستان زریادرس[Latin ۵] و اداتیس[Latin ۶] است که خارس میتلنی اینگونه نقل گرده است: «آوردهاند که هیستاسپس (گشتاسب) و برادر کوچکش زریادرس از ازدواج آفرودیت و آدونیس به دنیا آمدند. هیستاسپس فرمانروای ماد وسرزمینهای سفلای آن بود و زردیادرس بر نواحی علیای دروازههای خزر تا تنائیس حکمرانی میکرد. در آن سوی تنائیس، مراثیها میزیستند که فرمانروای آنها امارتس بود. وی دختری داشت به نام اداتیس که زیباترین زن آسیا بهشمار میرفت. اداتیس زریادرس را به خواب دید و دل بدو بست و زریادرس نیز در خواب مفتون آن دختر شد. زریادرس کوشید تا اداتیس را به دست آورد اما توفیق نیافت، زیرا پدر دختر نمیخواست او را به مردی بیگانه شوهر دهد. دیری نگذشت که امارتس جشن ازدواجی برگزار کرد که در آن خویشان و نزدیکان و اشراف دربار او حضور داشتند و از اداتیس خواست که جام شراب را به کسی بدهد که مایل به ازدواج با او است. زریادرس، که اداتیس او را پیش از آن از ماجرا آگاه کرده بود، به شتاب به همراهی گردونهران خود از تنائیس گذشت و با لباس سکایی، ناشناس وارد تالار جشن شد و اداتیس جام او را پر کرد. خارس میتلنی میگوید که این داستان در میان مردم آسیا شهرت بسیار داشته و آن بر دیوارهای معبدها، کاخها و حتی خانههای خصوصی نقاشی میکردند و اشراف غالباً نام دختران خویش را اداتیس میگذاشتند. به نظر بویس این داستان اصل مادی دارد و با آئین پرستش خدای عشق (احتمالاً آناهیتا) ارتباط داشتهاست و بعدها به صورت داستان گشتاسب و کتایون وارد حلقه کیانی شده و در شاهنامه منعکس گشتهاست.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24