


کتزیاس (پزشک مخصوص اردشیر دوم) در کتاب خود پرسیکا (که در اوایل سده چهارم پیش از میلاد نوشتهاست) نمونهای از داستانهای حماسی مادی را که منجر به برقراری استیلای مادها شده، بیان کردهاست. او در این کتاب، افسانههای مادی دیگری نیز نقل کرده که دارای شیوه و سبک حماسی و حتی نزدیک به سبک شاهنامه است. برای نمونه از داستان پارسوندس پارسی، اسارت او به دست حاکم بابل، نَنَروس و ماجرای رهایی او میتوان نام برد.[۱۳] نَنروس حاکم بابل، این سپهسالار و کمانگیر دلیر ایرانی را به مدت هفت سال، به لباس زنان، در شبستان خود زندانی کرد، تا آنکه پارسوندس به یاری یکی از همپیمانهایش آزاد شد و به کادوسیان پناه برد و آنها او را به شاهی برگزیدند.
کتزیاس افسانه زندگی کوروش را بر اساس داستانی حماسی یا افسانهای که در روزگارش مشهور بودهاست، بازگو میکند. بنا بر روایت این نویسنده، کوروش از خاندان شاهی ماد نیست، بلکه پس از رسیدن به پادشاهی است که با آمیتیس، دختر آستیاگ (که شوهر مادی او یعنی سپیتمه را کشته بود) ازدواج کرده، خود را از این طریق به سلسله برافتاده منسوب میکند. به گفته کتزیاس، کوروش پسر اَترَدَت است که مردی دونپابه از قبیله ماردها بود. کوروش پس از ورود به خدمت شاه ماد اندک اندک مقام و منزلتی مهم به دست میآورد، رئیس ندیمها و ساقیهای شاه میگردد، مقام شهربانی (ساتراپی) ایالت پارس را برای پدر خود میگیرد و عظمت آینده خود او به وسیله خوابی پیشبینی میشود.
بخشهای پیش-تاریخی افسانه شاهنشاهی ایران که در کتاب کتزیاس آمده، با وجود آنکه آمیخته با داستانها و اسطورههای سامی است، روایتی مادی بهشمار میآید. در روایت مادی از چندین شاه آشوری نام برده شدهاست که مادها خاطرههای آنها را فراموش نکرده بودند.
باید توجه داشت که بخش عمده اینگونه روایات مربوط به فرمانرواهای آشور، آشکارا دارای اصل و منشأ ایرانی است. برای نمونه از افسانه سمیرامیس، ملکه آشور میتوان یاد کرد. در این روایت سمیرامیس نوزاد را سر راه گذاشتهاست و شبانها او را مییابند. جنگاوری و لشکرکشیهای او بر اساس افسانه در شرق ایران یعنی در بلخ و سرزمین هند روی میدهد. او باغی در نزدیکی بیستون میآراید و دستور میدهد که تصویر او را بر صخره تراشیده ستیغ کوه بنگارند در حالی که صد سرباز نگهبان پیرامون او ایستادهاند و نیز کتیبهای به خط سُریانی (آرامی) مینویسند. کاخی شاهانه درهمدان بنا میکند و سالهای پایانی زندگی اش را در دژی در سرزمین ماد سپری میکند. در داستان زندگی این شهبانوی آشوری، اجزا و عنصرهای ایرانی بسیاری دیده میشود که بعدها بازتاب آن را در افسانه شیرین و فرهاد مییابیم.
افسانه اربق، ویرانکننده شهر نینوا و به گفته کتسیاس بنیانگذار شاهنشاهی ماد، نیز نمونهای دیگر از اینگونه روایتها است.
هرودوت از میان چهار روایت مربوط به زندگی کوروش، افسانهای را که به نظر کریستنسن اصل مادی دارد، برگزیده و پس از حذف جنبههای حماسی و شاخ و برگهای افسانه، آن را به صورتی منطقی درآورده است. برای نمونه، در افسانه اصلی، سگ مادهای به کوروش شیر داده و او را پروردهاست. حال آنکه هرودوت واژه مادی spāka به معنی «سگ ماده» را به عنوان نام زن شبانی انتخاب کرده که کوروش را پروراندهاست. نکات برجسته افسانه کودکی کوروش در بسیاری از داستانهای دیگر ایرانی بهطور پراکنده میتوان یافت.
این امر از ویژگیهای ادبیات روایی است که اجزا و عناصر برجسته افسانهها و زمینههای کهن مشترک به دست خنیاگرها و قوالها به دورههای بعدی منتقل شده و در داستانهای مربوط به شخصیتهای دورهای بعدی دوباره ظاهر میشوند.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24