


ابوحاتم بهعنوان عالمی برجسته و پرورده مکتب بصره، خود مایه افتخار آن مکتب بود؛ بصریان او را استاد و شیخ خود میخواندند و کتاب «القراءات» او را همچون کتابهای «الحيوان» جاحظ، «العين» خلیل بن احمد و «الکتاب» سیبویه، افتخار اهل بصره میدانستند. استادانش ابوزید انصاری، ربّاشی و یعقوب حضرمی نیز دانش او را بسیار میستودند، تا آنجا که ابوزید اظهار میداشت: بر شماست که پس از من نزد ابوحاتم علم اندوزید.
تخصص، اساتید و شاگردان
ابوحاتم در میان علومی که در آن روزگار در مکتب بصره تداول داشته، تخصص خود را بیش از همه در زمینه علوم قرآنی میدانست. بصریان نیز شاخصترین جلوه دانش ابوحاتم را کتاب «القراءات» او میدانستند. او نزد کسانی چون عبدالملک اصمعی، ایوب بن متوکل، اسماعیل بن ابیاویس و بهویژه یعقوب حضرمی، قاضی نامدار بصره و هشتمین از قراء عشر، قرائت را فراگرفت و خود به کسانی چون ابوبکر بن درید، ابوسعید عسکری نفّاط، احمد بن حرب و احمد بن خلیل عنبری دانش آموخت.
ابوحاتم، همواره به دانش وسیع در لغت و دیگر فنون ادبی ستوده شده است. در روزگار او دو مکتب بزرگ ادبی بصره و کوفه به اوج شکوفایی خود رسیده بود و علمای بزرگی در هر دو مکتب پرورده شده بودند. ابوحاتم در چنین روزگاری در بصره نزد استادان سرشناسی چون عبدالملک اصمعی، اخفش اوسط، ابوزید انصاری، محمد بن سلام جمحی، ابوعبیده معمر بن مثنی، ابوعامر عقدی، ابوعبدالرحمن مقری، ابوجابر ازدی و بسیاری دیگر به فراگیری ادب پرداخت. او که مدرس مسجد جامع بصره بود، شاگردان برجستهای چون ابوبکر بن درید، ابوالعباس مبرد، ابن قتیبه دینوری و ابوعروبه حرّانی را تربیت کرد.
وی در آغاز به آموختن نحو پرداخت و «الکتاب» سیبویه را دو بار نزد اخفش خواند، ولی هرگز آن اندازه در نحو چیرهدست نشد که توان همبستگی با نحویانی چون مازنی را داشته باشد، تا جایی که حتی سیوطی معتقد است، پس از مدتی دوری از نحو و گرایش به لغت، نحو را فراموش کرد. برخلاف نحو، ابوحاتم در لغت، یکی از پیشوایان است. او که در طبقه سوم عالمان لغت قرار دارد، طبعاً از آموزشهای استادان خود همچون اصمعی و ابوزید انصاری بهره فراوانی گرفته است، اما نقش او در تنظیم و گردآوری این آموختهها در آثارش چون کتاب «الأضداد»، جایگاه والای او را در لغت نشان میدهد. روایات ابوحاتم در آثار مدون علم لغت چون «جمهره» ابن درید بهوفور یافت میشود و بسیار حائز اهمیت است. میزان بهرهگیری ابن درید از استاد تا حدی است که او را پیرو ابوحاتم میخواندند. آراء لغوی ابوحاتم گاه حتی مورد توجه محدثانی چون ابوداوود سجستانی در تفسیر احادیث قرار گرفته است. از وجوه قابل توجه در دانش ابوحاتم، آشنایی او به زبان فارسی است و جوالیقی در غالب موارد مربوط به کلمات معرب فارسی، از اطلاعات او سود برده است. ابوحاتم به شیوه معمول سدههای نخست اسلامی، در نوشتههای لغوی خود، اطلاعات جغرافیایی، مطالبی درباره گیاهان و جانوران و نیز اوضاع جوی به دست داده است. سزگین در قسم گیاهشناسی و علوم جوی از اثر خود، او را بهعنوان مؤلفی در این رشتهها یاد کرده است.
ابوحاتم شعر نیز میسروده است و اگرچه بهعنوان شاعری برجسته شناخته نمیشد، اما برخی، سرودههای وی را ستودهاند. اشعار او بهصورت پراکنده در کتابهای ادبی گوناگون آورده شدهاند.
ابوحاتم همچون یک «اخباری»، به داستانها و حکایات پیشینیان توجه ویژهای داشته و در اینباره آثاری چون کتاب «المعمرون» و کتاب «الوصايا» را به رشته تحریر درآورده است. ابوحاتم به علم حدیث نیز آشنا بوده و از کسانی چون محمد بن عبیدالله عتبی، وهب بن جریر بن حازم و یزید بن هارون حدیث شنیده است و محدثانی مانند ابن خزیمه، ابوبکر بزّاز، ابوبشر دولابی، ابن صاعد و ابوروق هِزّانی از او استماع نمودند. ابن حبان او را در زمره ثقات آورده است.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24