


عبدالقاهر جرجانی در تبیین فصاحت کلام نظریه ای مطرح کرد که در سخنان پیشینیان همچون جاحظ و عبدالجبّار معتزلی هم اشاراتی گذرا و موجز به آن را می توان یافت. اما در این میان، تلاش عبدالقاهر در گسترش این نظریه و تطبیق آن بر مثال های متعدد قرآنی و نمونه های مختلفی از متون نظم و نثر عربی، همراه با استدلال های مستحکم و روشن موجب شد سهم گذشتگان در شکل گیری این نظریه کم فروغ جلوه کند و در تاریخ نقد و بلاغت عربی، این نظریه به نام او به ثبت برسد.
قاضی عبدالجبّار معتزلی صاحب کتاب المغنی فی ابواب التّوحید و العدل بر این باور بود که فصاحت در کلمات منفرد (جدای از ترکیب کلام) ظاهر نمی شود؛ بلکه در پیوند و تألیف اجزای سخن به شیوه ای مخصوص پدیدار می شود (14 /199). این نظر عبدالجبّار در واقع ردّی بود بر نظر استادش ابوهاشم جبائی که فصاحت را به جزالت لفظ و حُسن معنایش برمی گرداند و رعایت هر دو را در فصاحت لازم می شمرد. (ر.ک ضیف، بی تا: 115).
عبدالقاهر برخلاف گرایش های رایج خود، فصاحت را نه در «لفظ» می دانست و نه در «معنا» به آن مفهومی که انصار معنا از این کلمه اراده کرده بودند. او برای کلمات، تا در ترکیب کلام به شیوه ای مخصوص قرار نگیرند، ارزش و نقشی در فصاحت و زیبایی کلام قائل نبود (جرجانی، 1939: 2). چکیده ی نظریه او چنین است: بلاغت در اجزای منفرد کلام نیست؛ بلکه باید بلاغت را در حُسن تألیف اجزای کلام جست و این حسن نظم جز با اراده و قصد معانی نحو به دست نمی آید.
عبدالقاهر بارها در دلائل الإعجاز بر این نکته پای می فشارد که فصاحت و آنچه سبب برتری سخنی بر سخنی دیگر می شود، به معنا برمی گردد، نه به لفظ؛ ولی مقصودش از معنا، معنای برخاسته از ساختار نحوی و نظم سخن است. به عبارت دیگر، گاه از معنای سخن، غرض کلی و اصلی اراده می شود که سخن برای آن ایراد شده است و گاهی مقصود از معنا، معنای ثانوی و معانی اعرابی و نحوی است که از ساختار دستوری و ترتیب و نظم بلاغی کلام برمی آید و این چیزی است غیر از مضمون و مراد کلّی کلام. بی توجهی به این دقیقه موجب شده است برخی عبدالقاهر را در زمره ی انصار معنا و در مقابل جاحظ قرار دهند که در سخن مشهورش: «المعانی مطروحة فی الطریق...» شأن معنا را کاسته و اهمیّت را به گزینش لفظ نیکو، درستی وزن و ساختار زیبا داده است. اما اینجا که جاحظ می گوید معانی توی دست و پای مردم ریخته است، مقصودش از معانی، همان اغراض اصلی و مضمون اولیه است که گوینده برای آن سخن را القا می کند. عبدالقاهر نیز به همین مفهوم، برای معنا در فصاحت نقشی قائل نیست.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24