


با این وجود، توانمندی برای درست نوشتن اوستا یک سود داشت: در دوران ساسانی واژههای زبان اوستایی تقریباً برای مردم نامفهوم گشته بود که همین منجر به آماده کردن متون زند گردید (برگرفته از واژه اوستایی "زینتی" (zainti) به معنای "فهمیدن"). زند، تفسیر و ترجمه نوشتههای مقدس است. توسعه الفبای اوستایی این امکان را فراهم آورد تا یادداشتها و تفسیرهای مرتبط با متن در میان نوشتههای کتاب افزوده شود. پیامد مستقیم این کار یک تفسیر همگون و استاندارد از نسک اوستا بود که تا به امروز باقیماندهاست. از دیدگاه پژوهشی، این متنها بغایت ارزشمند هستند چرا که اگر نمیبودند نوشتهها به ندرت حفظ میشدند.
متون زرتشتی سدههای نهم تا دوازدهم میلادی پیشنهاد میکند که در زمانی مجموعه بسیار بزرگتر از ادبیات زرتشتی وجود داشته اما این متون-در صورت وجود- اکنون از میان رفتهاند، بنابراین خطی که برای نوشتن آنها بکار رفته ناشناختهاست. این پرسش که آیا چیزی مشابه با نمونه ساسانی در دوران اشکانی نیز وجود داشتهاست یا نه در تمام سده نوزدهم پژوهشگران را مشغول به خود کرد. حقیقت اوستای اشکانی هر چه که باشد، شواهد زبان شناختی نشان میدهد که چنانچه حتی چنین چیزی هم وجودداشته از آنجایی که هیچ شکل زبان شناختی در نسخههای قدیمی که بتوان با قاطعیت آن را نتیجه نادرستنویسی دانست و همچنین اینکه موارد شک برانگیز دیگر بسیار کمیابند و در واقع بهطور پیوستهای رو به کاهش، نمیتوانستهاست آنچنان تأثیر عملی دربرداشته باشد.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24