


بر اساس محتوا و روش میتوان تاریخ نگاری را در دو مفهوم « نوع » و « شکل » در نظرگرفت. نوع تاریخ نگاری به ماهیت، محتوا، کیفیت و به اصطلاح « اپیستمه »های Episteme تاریخی و شکل تاریخ نگاری به شیوههای بیان مطالب، روبناها و حدود و ثغور موضوعی که مطالب تاریخی در آن عرضه میشود اشاره دارد. انواع تاریخ نگاری را میتوان به سه گونه تاریخ نگاری توصیفی، تحلیلی و ترکیبی تقسیم کرد. هگل در کتاب « عقل در تاریخ » به سه گونه تاریخ نگاری، تاریخ دست اول، اندیشیده و فلسفی اشاره میکند. ( عقل در تاریخ، صص 18-3 ) این مقاله پس از شرح مختصری پیرامون انواع و اشکال تاریخ نگاری و چگونگی تاریخ نگاری اسلامی، به چگونگی و جایگاه تاریخ نگاری جهانی در تاریخ ایران و اسلام میپردازد.
انواع تاریخ نگاری:
الف - تاریخ نگاری توصیفی:
اگر علم تاریخ را حاصل تداخل افقهای حال و گذشته در پرتو ارتباط متقابل مورخ با وقایع تاریخی ( گزارشهای وقایع ) قلمداد کنیم؛ تاریخ نگاری توصیفی سادهترین نوع این ارتباط به شمار میآید. از این منظر، تاریخ نگاری توصیفی ( توصیف تاریخی ) نیز به عنوان متعلق تاریخی فاقد آگاهی و تفسیر نیست. اصولاً هیچ توصیفی بدون توصیفگر تاریخی وجود ندارد. توصیفگر تاریخی ( مورخ ) خود مقولهای تاریخی است و بینش و نگرش او که از گفتمان حاکم بر جامعه و شرایط تاریخی حاصل شده است، در گزینش او در تاریخ و نوع نوشتههایش پیرامون موضوعات گزینش شده تأثیر مستقیم دارد. از این منظر، تاریخ نگاری توصیفی ( روایی، نقلی، دست اول ) صِرف نداریم و تفاوت انواع تاریخ نگاریها به کیفیت و میزان تحلیل و تفسیر نهفته در آنها مربوط است. در عین حال تاریخ نگاری توصیفی معمولاً رویکرد انتقادی به تاریخ ندارد، با نگاه جامع به آن نمیپردازد، تاریخ را تجلی ارادهی خدایان میبیند و آن را عبارت از سرگذشت برگزیدگان جامعه میداند. به جای تعلیل وقایع، به توجیه آنها میپردازد، نوعی برداشت جبری از تاریخ دارد و مبتنی بر تقدیرگرایی است. تا حد زیادی راوی محور است، بین تاریخ و اسطوره و افسانه و تاریخ و فرا تاریخ خط ایجاد میکند، و به طور کلی سادهترین نوع تاریخ نگاری به شمار میآید.
ب- تاریخ نگاری تحلیلی:
با توضیحات فوق، تاریخ نگاری تحلیلی را شکل پیچیده و کاملترین نوع ارتباط مورخ با وقایع تاریخی میدانیم که ضمن تصفیه و پالایش منابع اطلاعاتی، به تحلیل و تفسیر وقایع و به اصطلاح چرایی و چگونگی رخداد وقایع میپردازد. پیچیدگی تاریخ نگاری تحلیلی به طور غیر مستقیم از پیچیدگی ساختار جامعهای که مورخ در آن زندگی میکند و بینش و نگرش او را شکل داده است، ناشی میشود. بر این اساس تاریخ نگار تحلیلی به دنبال این است که پاسخ مشکلات جامعه در زمان حال ( و به اصطلاح چراییهای جامعهی عصر خویش ) را در پرتو بررسی گذشته جست و جو کند. چنین رویکردی به تاریخ، معمولاً با نگاه انتقادی و دیدگاه رئالیستی همراه است و نوعی جامعیت و برداشت سیّال را مدّ نظر دارد. چنین برداشتی از تاریخ نگاری تحلیلی، در دوران جدید نمود پیدا کرده و با تحولات تاریخ نگاری دنیای غرب نزدیکی دارد. سخن گفتن از تاریخ نگاری تحلیلی با چنین ویژگیهایی، در ادوار قبل از قرون جدید ( به استثنای دورهی خاصی از تاریخ یونان ) به صورت نسبی نمود داشته و تنها در یک حالت مقایسهای، نمونههایی از تاریخ نگاریها نسبت به نمونههای دیگر تحلیلی بودهاند. این نوع از تاریخ نگاری نوعی برداشت سیّال و پویا را از تاریخ مدّنظر دارد و همانند شرایط قراردادی عهد جدید و ماهیت عرفی ساختار جامعه از تحرک و سیّالیت برخوردار است.
ج- تاریخ نگاری ترکیبی:
تاریخ نگاری ترکیبی را از یک منظر، میتواند حدّ فاصل دو نوع تاریخ نگاری توصیفی و تحلیلی دانست که از تاریخ نگاری توصیفی برتر اما از تاریخ نگاری تحلیلی ناقصتر است. تاریخ نگاری ترکیبی را با توجه به نمونههایی از آن که به ویژه در تاریخ نگاری اسلامی به جای مانده است، میتوان صورت تصفیه شده و پالایشیافتهی تاریخ نگاری توصیفی به شمار آورد. از این منظر، تاریخ نگار ترکیبی با نوعی رویکرد انتقادی با روایتهای توصیفی برخورد میکند و شرایط اجتماعی و اندیشهای خود را نیز در این تصفیه و ترکیب وارد میکند. در این معنا تاریخ نگار روایتهای مختلفی را که پیرامون یک واقعه وجود دارد، مقایسه و تطبیق میکند و روایت واحدی را از گذشته استخراج میکند. ( تاریخ نگاری در اسلام، صص 45-43 ) تاریخ نگاری ترکیبی از این نظر که در درون خود فاقد تجزیه و تحلیل متناسب با نیازهای جامعهای است که تاریخ نگار در آن زندگی میکند، صورت ناقص تاریخ نگاری تحلیلی به شمار میرود. چرا که تاریخ نگار تحلیلی نیز ابتدا به تصفیه و پالایش دادههای تاریخی و آنچه که در تاریخ نگاریهای توصیفی آمده است، میپردازد و سپس به مرحلهای فراتر که همانا تحلیل و تفسیر دادههای تاریخی است ( متناسب با خواستههای جامعهای که در آن به سر میبرد ) نائل میآید. از این حیث میتوان تنها از دو نوع تاریخ نگاری توصیفی و تحلیلی سخن گفت و تاریخ نگاری ترکیبی را وجه مستقلی به شمار نیاورد. چرا که تاریخ نگاری تحلیلی بالذات تاریخ نگاری ترکیبی را در خود دارد. هر تاریخ نگاری تحلیلی الزاماً تاریخ نگاری ترکیبی نیز هست؛ اما هر تاریخ نگاری ترکیبی، تاریخ نگاری تحلیلی نیست. از منظری دیگر میتوان تاریخ نگاری ترکیبی را در یک تقسیم بندی شکلی ( که در این صورت نمیتوان آن را در شمار انواع تاریخ نگاری جای داد ) تلفیقی از تاریخ اقوام و ملل مختلف جهان و آنچه که با عنوان تاریخ جهانی از آن یاد میشود در نظرگرفت. در این صورت همانند آنچه که در دوران جدید در تدوین تواریخی همچون تاریخهای کمبریج، تاریخ تمدن ویل دورانت و تاریخهای جهانی میبینیم، تاریخ نگاری ترکیبی را ترکیب و التقاط فکر و اندیشه ملل مختلف و ارتباط و انتقال دادههای آنها بهیکدیگر ( ترکیبی از سرگذشت و تاریخ همهی آنها ) به حساب میآوریم.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24