


هنگامی که رومیها در سال ۲۱۶ پیش از میلاد به شبه جزیره ایبری رسیدند، زبان لاتین را که از آن همه زبانهای رومی ریشه گرفتهاند، با خود بدانجا آوردند. این زبان توسط سربازان رومی، شهرکنشینان و بازرگانان که شهرهایشان را بیشتر در نزدیکی شهرهای تمدنهای پیشین سلتی (مدتها پیش از ورود رومیان تأسیس شده بود) ساخته بودند، گسترش یافت. به همین دلیل، این زبان یک زیرلایه از فرهنگهای اروپای اطلسی خرسنگی و سلتی را در خود داراست.
میان سالهای ۴۰۹ و ۷۱۱ میلادی، با فروپاشی امپراتوری روم در اروپای غربی، شبهجزیره ایبری توسطژرمنها در دوره مهاجرتها فتح شد. اشغالگران ژرمنزبان، که عمدتاً سوئبی، ویزیگوت وبوری بودند، به سرعت فرهنگ رومی پسین و گویشهای لاتین عامیانه شبهجزیره را پذیرفتند و طی ۳۰۰ سال آینده کاملاً در جمعیت محلی ادغام شدند. به همین دلیل در فرهنگ واژگان پرتغالی واژگان ژرمنی بسیاری نیز یافت میشوند. پس از حمله موروها در سال ۷۱۱، عربی به زبان اداری و رایج در مناطق فتحشده تبدیل شد، اما بیشتر جمعیت مسیحی باقیمانده همچنان به زبانی رومی معروف بهمستعربی سخن میگفتند که تا سه قرن بیشتر در اسپانیا باقی ماند. پرتغالی همانند سایر زبانهای لاتین نو و اروپایی، شمار قابل توجهی واژه را از یونانی وام گرفتهاست،[ که عمدتاً شامل اصطلاحات فنی و علمی میشوند. این وامگیری از طریق لاتین و سپس در دوران قرون وسطی و رنسانس اتفاق افتادهاست.
پرتغالی از زبانی قرون وسطایی که امروزه توسط زبانشناسان به گالیسی-پرتغالی، پرتغالی باستان یا گالیسی باستان نامیده میشود، تکامل یافت. این زبان، زبان پادشاهی قرون وسطایی گالیسیا وکنتنشین پرتغال بودهاست.
اسناد اداری لاتین سده ۹ واژگان و عبارات گالیسی-پرتغالی برای نخستین بار ثبت میشوند. این دوره به عنوان نیاپرتغالی شناخته میشود و از سده نهم تا سده دوازدهم و استقلال کنتنشین پرتغالاز پادشاهی لئون، که تا آن زمان بر گالیسیا سلطنت کرده بود، ادامه داشت.
در نخستین بخش دوره گالیسی-پرتغالی (از قرن ۱۲ تا ۱۴)، این زبان بهطور فزایندهای در اسناد و سایر گونههای نوشتاری استفاده میشد. این زبان، همانند اکسیتان و شعر تروبادورها در فرانسه، برای مدتی زبان شعر غنایی در هیسپانیای مسیحی بود. حروف lh و nh اکسیتان که در نوشتار کلاسیک آن استفاده میشد، توسط نویسندگان پرتغالی، احتمالاً جرالد براگایی، راهبی مویساکی، که در سال ۱۰۴۷ اسقف براگا در پرتغال شد، بدین زبان وارد شد و با استفاده از هنجارهای نوشتاری کلاسیک اکسیتان در مدرنیزه کردن پرتغالی نقش اصلی را داشت. پرتغال در سال ۱۱۳۹، در زمان پادشاهیآفونسوی یکم به پادشاهی مستقلی تبدیل شد. در سال ۱۲۹۰، پادشاه دینیش از پرتغال نخستین دانشگاه پرتغال را در لیسبون ایجاد کرد (Estudos Gerais، که بعداً به کویمبرا نقل مکان کرد) و فرمانی صادر کرد که پرتغالی «زبان مشترک» نامیده شود و بهطور رسمی مورد استفاده قرار گیرد.
در دوره دوم پرتغالی باستان، در قرن ۱۵ و ۱۶، با اکتشافات پرتغالیها، این زبان به بسیاری از مناطق آفریقا، آسیا و قاره آمریکا منتقل شد. در اواسط قرن شانزدهم، پرتغالی به زبان میانجی در آسیا و آفریقا تبدیل شده بود که نه تنها برای اداره مپستعمرهها و تجارت بلکه برای برقراری ارتباط میان مقامات محلی و اروپاییها از هر ملیت دیگری نیز استفاده میشد.
ازدواج میان پرتغالیها و مردم محلی و ارتباط آن با تلاشهای مبلغین مذهبی کاتولیک رومی به گسترش این زبان کمک کرد و منجر به شکلگیری زبانهای کریول مانند کریستانگ (از واژه cristão، «مسیحی») در بسیاری از مناطق آسیا شد. کریستانگ تا قرن نوزدهم در مناطقی از آسیا رواج داشت. برخی از جوامع مسیحی پرتغالیزبان در هند، سریلانکا، مالزی و اندونزی حتی پس از جدا شدن از پرتغال زبان خود را حفظ کردند.
پایان دوره پرتغالی باستان با انتشار Cancioneiro Geral از گارسیا د رزنده در سال ۱۵۱۶ انجام شد. پرتغالی نوین، که از قرن ۱۶ تا به امروز ادامه دارد، به دلیل رنسانس با افزایش وامواژگان لاتین کلاسیک و یونانی کلاسیک همراه است که زبان را بیش از پیش غنی کردند. بیشتر پرتغالیهای باسواد نیز به لاتین تسلط داشتند و بدین ترتیب به راحتی واژگان لاتین را در نوشتار و سرانجام گفتار پرتغالی وارد میکردند.
در مارس ۲۰۰۶، موزه زبان پرتغالی در سائو پائولوی برزیل، بزرگترین شهر پرتغالیزبان جهان، تأسیس شد. این موزه نخستین نمونه از این نوع در جهان است. در سال ۲۰۱۵ موزه بهطور نسبی در آتشسوزی تخریب شد اما در سال ۲۰۲۰ بازسازی و بازگشایی شد.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24