


الف) زمخشری
محمود بن عمر زمخشری (د 538 ق)، در سال 467ق در زَمَخشر از قرای خوارزم چشم به جهان گشود، لقب جار الله را به سبب سفر مکه و زندگی طولانی در آن به دست آورد (یاقوت، 5/ 489). وی پیرو مکتب معتزلی بود (ابن خلکان، 5/ 169). او را به سبب احاطهاش بر علوم ادبی ستودهاند (ربانی، 240ـ241). افزون بر این، وی شعر نیز نیکو میسروده است (یاقوت، همانجا)؛ اما بیشترین سبب اشتهار وی به سبب نگارش تفسیر کشاف است. از دیگر آثار وی میتوان به الفائق در شرح واژههای غریب و مبهم روایات نبوی، کتاب المفصل در بارۀ نحو، کتاب کشکول مانند ربیع الابرار، و سرآخر، اساس البلاغه اشاره کرد.
تفسیر زمخشری جدا از آن که یک نمونه تفسیر معتزلی قرآن کریم است، به سبب رویکرد خاص مؤلف آن به مباحث بلاغی و تکیۀ خاص وی در تفسیر قرآن بر زیبایی اعجازی آن نیز مشهور است (فرزانه، 111). زمخشری در تفسیر کشاف گاه کوشیده است با کاربرد نظریۀ نظم عبدالقاهر، آیاتی را تفسیر کند (باقر، 700).
ب) فخر رازی
ابوعبدالله محمدبن عمر تیَمی (544 ـ606ق)، فقیه، متکلم، فیلسوف و مفسر و حکیم مسلمان ایرانی است که در ری دیده به جهان گشود و در هرات درگذشت. از فخر رازی آثار متعددی در علوم عقلی و نقلی بر جای مانده است که مهمترین آنها، مفاتیح الغیب مشهور به تفسیر کبیر است. از دیگر آثار وی، میتوان الاربعین فی اصول الدین، اسرار النجوم، الانارات فی شرح الاشارات، البیان و البرهان، حفظ البدن و جز آنها را یاد کرد. افزون بر تألیف چنین آثاری، وی از خطبای برجسته و طراز اول خراسان در عصر خود بود و همواره مردم و حاکمان محترمش میداشتند.
فخر رازی در کتاب نهایة الایجاز جایگاه عبدالقاهر را در فنون ادبی و علوم بلاغی ستوده است. وی تنها نقدی که بر آراء عبدالقاهر دارد، عاری بودن آن از رعایت ترتیب و فصول و ابواب است. وی از همین رو سعی نمود این نقص را در نهایة الایجاز از میان بردارد (برای تصریح بدین نکته، رک: فخر رازی، 25). آرای بلاغی عبدالقاهر را بهوضوح میتوان در کتاب نهایة الایجاز و درایة الاعجاز وی مشاهده نمود. فخر رازی در این کتاب که سرشار از مباحث مهم علوم قرآنی است، دو کتاب اسرار البلاغه و اعجاز القرآن عبدالقاهر را در هم آمیخته، و با پیرایش و آرایش در قالب کتابی در اعجاز قرآن پرداخته و افزون بر این وی از این دو اثر ارزشمند در تفسیرش یاد نموده وآن را دلائل الاعجاز نامیده است (جعفری، 33).
پ) سکاکی
از دیگر علمای علم بلاغت و ادب عربی که متاثر از اندیشههای عبدالقاهر جرجانی بوده است، میتوان یوسف بن ابی بکر خوارزمی مشهور به سَکاکی (د 626ق) را یاد کرد. این عالم حنفی مذهب معتزلی مسلک، خود از پیشروان علوم ادبی خاصه معانی و بیان بود. از میان آثار وی، مفتاح العلوم در بارۀ علوم ادبی است و در آن به دوازده علم از جمله بلاغت پرداخته میشود (برای مزایای این اثر، رک: سلیمانی، 106).
تقسیم بندی علوم بلاغت به علم معانی، بیان و بدیع از ابتکارات سکاکی است، این طبقهبندی که در کتاب مفتاح العلوم انجام پذیرفت، مقبول محققان پس از وی قرار گرفت و تا کنون مبنای تقسیم علوم ادبی است. اهمیت این دستهبندی تا بدان حد است که ابن خلدون وی را بنیان گذار علوم بلاغت میشناساند (رک: پورنامداریان، 5). سکاکی در مفتاح العلوم افزون بر تلخیص دلائل الاعجاز و اسرار البلاغۀ عبدالقاهر، از کتاب نهایة الایجاز فخر رازی و کشاف زمخشری نیز بهره گرفته است. مزیت اثر وی نسبت به آثار پیشینیان، انسجام بیشتر است (همانجا).
ت) ابن زملکانی
عبدالواحد بن عبدالکریم زملکانی (د 751ق) فقیه شافعی، قاضی، ادیب و شاعر دمشقی است. وی در سنین جوانی به صدور فتوا پرداخت؛ امری که از تبحر وی در فقه و نفوذ علمیش در میان مردم روزگار خود حکایت دارد (ابن خلکان، 4/ 7). وی افزون بر شهرت به فقاهت و ادب، از آن رو نیز مشهور است که آثاری در نقد آرای ابن تیمیه تألیف نموده (رفیعی، 627).
وی به عربی نیز شعر میسرود. از جمله، قصیدهای در مدح پیامبر اکرم (ص) و وصف کعبه دارد (سبکی، 5/ 285). وی را به چیرهدستی در دانش معانی و بیان، و گستردگی در آگاهیهای گوناگون ستودهاند (مهدوی، 53). از وی آثار متعددی بر جای مانده است که از آن میان میتوان به البرهان الکاشف عن اعجاز القرآن، تحقیق الاولی من اهل الرفیق الاعلی، تفاضل اهل العلوم و الاعلام، عجالة الراکب فی ذکر اشرف المناقب، مولد النبی و المُجید فی اعجاز القرآن المجید اشاره کرد.
وی در کتاب التبیان فی علم البیان و المطلع علی اعجاز القرآن، کتاب دلائل الاعجاز عبدالقاهر را ویرایش کرده، و در طرحی نو و با افزودههای فراوانی که از دیگر منابع برگرفته، عرضه نموده است. ابن زملکانی بر این باور است که اثر عبدالقاهر آکنده از دقایق معانی و باریک نگریهای ادبی و بلاغی، اما سرشار از تکرار و درهم آمیختگی مطالب است و این بیانسجامی از کارآمدی آن میکاهد. از این روی، وی به مرتبسازی و فصلبندی دوبارۀ آن همت گماشته، و اثری منظم و استوار از آن پدید آورده است (مهدوی، 53).
ت) دیگر عالمان متأخرتر
افزون بر عالمانی که یاد شدند، میتوان عالمان بزرگ دیگری را نیز نشان داد که هر یک به درجاتی از آرای بلاغی عبدالقاهر متأثر بودهاند. از این جمله، میتوان مسعود بن عمر تفتازانی (د 792ق)، فقیه و متکلم و ادیب نام آور شافعی و اشعری مسلک را یاد کرد (برای وی، رک: ابن حجر، 2/ 323؛ نیز: قراملکی، 606). تفتازانی آثار متعددی در علم نحو و علوم بلاغی داشته، که شمار قابل توجهی از آنها برای سدههای متمادی به کتب درسی مهم جهان اسلام تبدیل شده است. او بهشدت از آثار ادبی و بلاغی عبدالقاهر متأثر گردیده است؛ چنان که در آثار مختلف تصریح میکند که نهایت کوشش خود را برای درک دلائل الاعجاز و اسرار البلاغۀ عبدالقاهر جرجانی به خرج داده است (خطیب دمشقی، 4).
عالم شایان ذکر دیگر، یحیی بن حمزۀ علوی (د 799ق) مشهور به المؤید بالله است (برای وی، و آرایش، رک: ازهار، سراسر اثر). از آثار این عالم زیدی الطراز فی علوم حقایق الاعجاز نامبردار است. وی در این کتاب از عبدالقاهر با عنوان «شیخ عالم» و «اعلم المحققین» یاد کرده، و او را اولین کسی دانسته است که قواعد دانش بلاغت را بنیان نهاد، برهانهای آن را توضیح داد، فواید آن را آشکار ساخت، و مباحث آن را پدید آورد (یحیی، 1/ 6). وی در مقدمۀ کتاب خود ابراز تأسف میکند که اسرار البلاغۀ عبدالقاهر جرجانی را ندیده، و مجبور است بر پایۀ نقل قولهای دیگران از آن اثر بهرهمند شود (همانجا).
شایان ذکر است که آراء و اندیشههای بلاغی عبدالقاهر جرجانی بعد از راهیابی در مطوّل و مختصر تفتازانی به کتب بلاغی فارسی نیز راه یافت، با شواهدی از نظم و نثر فارسی همراه گردید، و بدین سان، آثار ادبی فارسی زبانان را نیز متأثر کرد.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24