


عبدالقاهر جرجانی در بارۀ اعجاز قرآن میگوید: شایسته است که صفت اعجاز وصفی باشد که با قرآن کریم تجدید حیاتی دیگر داشته باشد، وباید امری باشد که در غیر از قرآن یافت نگردد.
الف) اعجاز قرآن و مفردات
با این اوصاف ضرورت دارد که درک شود اعجاز قرآن در مفردات جای ندارد زیرا با این شرایط اعجاز قرآن سنخیت خود را از دست میدهد، زیرا مفردات که از سرمایههای زبانی به شمار میروند (با اصوات ومخارج حروف مختلف که دارند) قبل از نزول قرآن کریم بودهاند ومردم با شنیدن آن در زمانی که قرآن تلاوت میشود با آن آشنایی داشته وهیچ حالت جدیدی در آن یافت نمیشد که نشان دهندۀ اعجاز کتاب آسمانی باشد.
همچنین، اعجاز قرآن در معانی مفردات نیز یافت نمیگردد، زیرا در این صورت اعجاز کتاب مقدس در معانی کلمات «حمد»، «رب» «عالمین»، «ملک»، «یوم»، «دین» وغیره خلاصه میشد واعجاز قرآن را شامل میگشت که در این صورت ضرورت داشت که این معانی قبل از نزول کتاب وحی وجود نداشت. این وصف چیزی جدای از اعجاز قرآن را شامل میشود چرا که این معانی قبل از تنزیل عزیز نیز بوده است (عبدالقاهر جرجانی، دلائل، 386ـ387). در مییابیم که عبدالقاهر جرجانی اعجاز قرآن کریم را در مفردات ومعانی آنها نمیداند زیرا این وصفها قبل از نزول کتاب آسمانی بر پیامبر ختمی مرتبه (ص) بر زبانها جاری بوده وبا آن تکلم میشده است.
ب) اصوات، حرکات، اوزان و آهنگها
عبدالقاهر جرجانی در باب اعجاز قرآن بیان میدارد که حتی اصوات وحرکات وسکونهای واژگان نیز نمیتواند، اعجاز قرآن تلقی شود، زیرا در این صورت واژگان با حرکات سه گانه وبا سکون به تنهایی جزو اعجاز به شمار میرفتند، ودر صورت صحیح بودن این وصف، اعجاز قرآن باطل میگشت، چرا که الفاظ با اصوات وحرکات وسکنات نیز قبل از نزول کتاب وحی وجود داشته است و جدای از این در هر کلمهای که بنگریم با حرکات خود نشان گر اعجاز آن میشد وبه طور کلی لفظ اعجاز قرآن محو وناپدید میگشت. اعجاز قرآن چیزی جدای از این است چرا که اعجاز قرآن با نزول آن همزمان است وبحث اعجاز قرآن به قبل از نزول آن راهی ندارد.
همچنین عبدالقاهر جرجانی وزن کلمات ونظام فاصلۀ آنها را در زمرۀ اعجاز قرآن به شمار نمیآورد، زیرا فاصلهها در قرآن به مانند قافیهها در اشعار است، واگر این فاصلهها موضع تحدی ومبارزه طلبی قرآن بود، میتوانستند با آن، با کلامی که مقطع وفاصلههای آن مشخص بود به مبارزه با اعجاز قرآن بپردازند.
پ) استعاره
وی منکر آن است که استعاره عنصری در اعجاز قرآن به شمار آید زیرا که این ترکیب مجازی در آیات محدودی از کلام وحی جریان دارد. عبدالقاهر جرجانی در پی بطلان این عقیده است که فصاحت صفت برای لفظ است از این جهت که آن لفظ است وچنین میگوید که ممکن است که فصاحت صفت حسی در لفظ باشد که با شنیدن درک شود یا اینکه صفت عقلی در لفظ باشد که با قلب شناخته میشود، وچنین مینماید که محال است صفت حسی در لفظ باشد زیرا در این صورت همۀ شنوندگان در تشخیص لفظ فصیح یکسان بودند، واگر استدلال اینکه فصاحت صفت حسی است باطل شود، ضرورت مییابد که صفت عقلی در لفظ باشد وبا چنین استدلال ومنطقی ما برای لفظ، صفتی نمییابیم که راه شناخت آن عقل به تنهایی باشد وحس در آن دخالت نداشته باشد مگر با دلالت بر معنای آن، ودر چنین صورتی وصف فصاحت برای لفظ، وصفی از منظر معنا است نه از نظر خود لفظ (ضیف، 165ـ166).
کوتاه سخن این که عبدالقاهر جرجانی اعجاز قرآن را در حرکات واژگان وسکونهای آن وهمچنین در فواصل آیات نمیداند چرا که این فواصل مانند قافیهها در شعر هستند، واین صفتی خلاف اعجاز قرآن است.
ت) نظم اعجازی
مراد عبدالقاهر جرجانی از معنا، مدلول لفظ ودلالت الفاظ واغراض آن نیست، زیرا مدلول الفاظ به مانند خود الفاظ هستند ودر زمرۀ اعجاز قرآن قرار نمیگیرند. بلکه مراد وی همان معنای متداول ومعمول برای فصاحت است که مفردات با آن توصیف میشوند. او میگوید کلام فصیح به دو قسم تقسیم میشود، بخشی که مزیت وحسن آن به لفظ بر میگردد مانند کنایه، استعاره، وبه طور کلی هر نوع مجازی، وبخشی که حسن ومزیت آن به نظم وترتیب وچینش کلمات است.
عبدالقاهر جرجانی فصاحت را به دو بخش تقسیم میکند، بخشی که مربوط به نظم وچینش کلمات است وبخشی که مربوط به زیبایی لفظ است وصور بیانی را در این قسمت قرار داده است. از جملۀ مزایای متصل به فصاحت لفظ، روانی وسهولت مخارج واژگان در گفتار است، وهمۀ اینها از صفات فصاحت است که داخل در اثبات اعجاز قرآن نمیشود.
عبدالقاهر جرجانی ادامه میدهد ومی گوید که ما منکر شیوایی وسهولت حروف واژگان در حین گفتار نیستیم که امر اعجاز قرآن را مورد تأکید قرار میدهد وآن چه که مورد رد ونفی آن هستیم، رأی ونظر کسانی است که اعجاز قرآن را در شیوایی وروانی تلفظ واژگان قرار میدهند وآن را اصل وپایه واساس به حساب میآورند. وی اعجاز قرآن را در ویژگیهای سبکی آن که خارج از زیبایی لفظی ومعنایی است مییابد وآن در نظم وترتیب چینش کلمات که در همۀ آیات جریان دارد را شامل میشود (همان، 166ـ167). از بیانات وکلام عبدالقاهر جرجانی نتیجه میگیریم که اعجاز قرآن در نظم وترتیب کلمات وارتباط موجود بین آنها برای ادای معنای مورد نظر است نه چیز جز آن.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24