

(3).jpg)
الف: نگاهي به محتواي کتاب تاريخ جرجان
کتاب تاريخ جرجان به 14 قسمت تقسيم شده است که هر جز آن در سي و چند صفحة چاپي جمع آمده است. کتاب بعد از خطبه آغاز به باب هايي که ذيلاً اشاره مي شود تقسيم شده است.
1- بابُ ذکرِ فتح جرجان:
در اين باب وجه تسميه جرجان و فتح جرجان و متن قرارداد خراج را ذکر مي کند «يقال انما سُمي جرجان جرجاناً لانه بناها جرجان ابن لاوذبن سام بن نوح عليه السلام و کان له اخوان فارس و اجفاس فارس و يقال جرجيج بن لاوذ. قال و فتح جرجان بعد فتح نهادند لما قتل النعمان بن مقرن ولي خلافته اخوه سُوَيد بن مقرن فجاء الي الري و فتحها ثم عسکرَ الي قومس و فتحها ثم فتح جرجان»
2- «باب ذکر مَن دَخَلَ جرجانَ مِن اصحاب
النبي (ص)»:
در اين باب اولين کساني که از ياران پيامبر (ص) وارد جرجان شدند به تفصيل نام برده شده است.
جالب است که بدانيد الامامان الحسنان (الحسن و الحسين) جز اصحاب پيامبر ذکر مي شود که اين سرزمين را با قدم مبارکشان مطهر نموده اند.
«منهم ابو عبدالله الحسين بن علي رضوان الله عليه، عبدالله بن عمر، خذيفه بن اليمان، سعد بن العاص، سويد بن مقرن، عبدالله بن عوفي، يقال الحسن بن علي رضوان اله عليه» که در اينجا در خصوص امام حسن (ع) از لفظ يقال استفاده شد تا حاکي از شک و ترديد حضور آن حضرت باشد. چرا که عبدالرحمن المروزي در کتاب تاريخ تأييد نموده است که امام حسن و عبداله بن زبير به اصفهان آمدند و به جرجان رسيدند نويسنده کنجکاو تاريخ جرجان در اينجا يادآور مي شود که اگر اين قول صحيح باشد اين سفر در ايام اميرالمومنين علي (ع) بايد باشد.
3- «باب مَن دخلِ جرجان من التابعين»:
در اين باب از فتح مجدد جرجان و دهستان در سال 98 سخن مي گويد که به دست ابوخالد يزيد بن مهلب صورت گرفت و او حدود 40 مسجد احداث نمود يک مسجد به نام خود و بقيه را در داخل شهر در نواحي در مدت يکسال به اتمام رسانيد از اطلاعات حمزه سهمي نويسنده کتاب برمي آيد که او در روز جمعه 12 صفر سال 102 کشته شد.
4- «ذکر نسب يزيد بن المهلب و اولاده»:
در اين باب از اجداد يزيد سخن مي رود که سلسله اجداد او نام امرؤ القيس شاعر معروف دورة جاهلي به چشم مي خورد.
5- «ذکر ما اسند يزيد ابن المهلب در احاديث مورد تأييد نويسنده قرار مي گيرد.
6- «ذکر مکارم يزيد بن المهلب رحمت الله»:
مطابق قبل از حسن سلوک و اخلاقيات يزيد بن المهلب سخن گفته است.
7- «ذکر عمال
بني اميه»:
کارگزاران بني اميه در جرجان هر يک فقط يک سال حاکميت داشته اند و بنا به دلايلي پس از چندي تغيير سمت مي يافتند در اين بخش آشکار مي شود که يزيد بن المهلب با فتح جرجان درخواست مي کند که فرزدق (شاعر معروف اموي و محب اهل بيت عليهم السلام) به جرجان بيايد حتي شده با پرداخت ده هزار درهم ولي فرزدق از پذيرش آن خودداري مي کند «دعاني الي جرجان والري دونه لآتيه اني اذا الزؤور»
8- «ذکر تسميه خطط المساجد التي بنيت في ايام بني اميه»:
در اين باب از دهها مسجد شهر جرجان نامبرده مي شود که بخشي از آن ذکر شد.
«بُنيت بجرجان مسجد بِجَيله علمي رأس سکه الحجاج مقابل الدباغينَ مربعه علي بن زهير»
9- «ذکر مَن دخل جرجان من خلفاء العباسيه»:
در اين باب از ورود هارون الرشيد در سال 142 و فرزندش مأمون در سال 203 که امام رضا (ع) نيز در اين سفر حضور داشتند توضيح داده مي شود. سپس از حضور محمدبن جعفر، قاسم بن رشيد، موسي بن المهدي برادر رشيد خبر داده است.
10- «ذکر عمال ولد العباس»:
در اين بخش از کارگزاران دوره عباسيه سخن به ميان مي رود
11- « باب حرف الالف. مِن اسمه احمد»:
در اينجا نويسنده کتاب حمزة سهمي ادعا مي کند که تراجم و مشاهير اساسي اهل جرجان از علماء و فقها، روات و مفسرين و مصنفين کساني که به جرجان آمده اند و در آن مقيم گشته اند و يا از آنجا مهاجرت نموده اند به طور کامل ضبط شده است براساس حروف معجم و از نام احمد آغاز کرده است.
مثال «احمد بن ابي طيبه عيسي بن سليمان بن دينار الدارمي کان قاضي جرجان ولاه المامون» سپس مأمون احمد را قضاوت جرجان عزل مي کند و او قضاوت قومس را برمي گزيند.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24