

مبحث اول از دوره بنیادی در دستور زبان پدیدارشناسی شامل سه مقوله دستور، زبان و پدیدارشناسی است. هر یک از این سه مقوله بطور جداگانه در روش های مرسوم در سنت تقلیل گرایی مطرح بوده است. هر یک از این سه واژه در فرهنگ نامه های لغات دارای معنای لغوی و اصطلاحی خاصی است.
دستور
دستور، دانش کاربرد انواع واژگان با نقش های گوناگون در اقسام مختلف جمله است. دستور ضمن تعریف جمله به بحث و بررسی پیرامون انواع جمله و نحوه کاربرد واژگان در اقسام جمله می پردازد. همه زبان های دنیا دارای دستور است. علم دستور در تاریخ زبان شناسی دارای سابقه ای بس طولانی است.
در سنت تقلیل گرایی، علم دستور بصورت کاملا ایستا با کاربردشناسی جمله و اجزای آن در خدمت زبان حداقلی و ابزاری است،
زبان
زبان در معنای ابزارگرایانه، وسیله ای برای بیان مقاصد انسانی است. همه اجزا و عناصر زبانی دارای نقش ابزاری هستند که انسان با استفاده از آن، مقاصد خود را برای دیگران بیان می کند. بیش از دو هزار و پانصد زبان، بیش از هفت هزار لهجه زبانی، بیش از صد و پنجاه خانواده زبانی و بیش از صد و هشتاد جمعیت زبانی در جهان وجود دارد. زبان همزاد انسان بوده و در هویت یابی او در جوامع گوناگون دارای نقش است. نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل متحد با صدور اعلامیه ها و بیانیه های متعدد، حقوق زبانی آحاد بشر را محترم شمرده اند. اندیشمندان بسیاری در گرایش های متعدد دانش زبان و زبان شناسی به تحقیق و پژوهش پرداخته اند.
در سنت تقلیل گرایی، زبان دارای کارکرد حداقلی است و فقط ابزاری برای بیان اندیشه ها و مقاصد آدمی است.
پدیدارشناسی
علم شناخت موجودات را پدیدارشناسی می نامند. شناخت پدیده ها، همواره در مکاتب گوناگون فلسفی و علمی مطرح بوده است و هر یک با ارایه تعریف خاصی از پدیده به تبیین راهی برای پدیدارشناسی مطابق با ارزش های مورد قبول شان پرداخته اند.
در سنت تقلیل گرایی برای شناخت پدیده ها، باید آنها را بصورت افراطی به اجزای کوچک تر فرو کاست چرا که شناخت اجزا همان شناخت کلیت پدیده هاست. پدیده ها چیزی جز جمع جبری اجزای شان نیستند.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24