


یادداشتنویسی به متونی گفته میشود که خاطرهنگار در هنگام وقوع حوادث بهصورت روزانه و یا دورهای به ثبت وقایع میپردازد و در این یادداشتها، عمدتا حوادثی مطرح میشوند که خاطرهنگار در آنها مدخلیت و حضور داشته است. یادداشت روزانه از اسناد باارزش تاریخی بهشمار میرود؛ چراکه ذهن نویسنده به هنگام نوشتن این یادداشتها، از یک طرح و نقشه طراحیشده بهره نمیگیرد بلکه حوادث روزانه را بر مبنای شیوه وقوع آنها یادداشت میکند و در نتیجه مطلب از یک سیر کاملا طبیعی برخوردار میشود؛ بهویژه اگر خاطرهنگار فردی باشد که خود در وقایع حضور داشته است، اهمیت این مساله، مضاعف میگردد. در میان نوشتههای سالهای اخیر، یادداشتهای اسدالله علم (وزیر دربار شاه، یکی از اصلیترین حلقههای ارتباطی شاه و غرب و مقتدرترین شخصیت تصمیمگیرنده در عرصه سیاسی و بینالمللی مربوط به ایران) از اسناد باارزش تاریخی مربوط به دوران پهلوی دوم بهشمار میرود و این اثر را در نوع خود میتوان بالاترین و بهترین سند علیه محمدرضا پهلوی، دربار و نظام حاکمیت پهلویها تلقی کرد. البته خود امیر اسدالله علم به اهمیت این قضیه واقف بوده است، لذا توصیه میکند که کتاب خاطرات او ده سال پس از خاتمه حکومت پهلوی و صرفا در زمانیکه امکان بازگشت پهلوی اصلا وجود نداشته باشد، چاپ شود. درواقع بهنظر میرسد که او هیچوقت فکر نمیکرد بهترین اسناد تاریخی را برای جدیترین مخالفان خود باقی میگذارد. این یادداشتها تاکنون در شش جلد و به دو زبان انگلیسی و فارسی (و در شکل فارسی آن نیز به دو صورت ترجمه به فارسی از انگلیسی و نیز به صورت متن اصلی فارسی) به چاپ رسیدهاند: ترجمه انگلیسی این یادداشتها را ابتدا نیکلاس وینسنت، استاد تاریخ دانشگاه کمبریج، در سال 1991 در لندن چاپ کرد و سپس هوشنگ مهدوی و دستیارانش همین کتاب را به فارسی ترجمه نمودند. طبیعی است در این میان بسیاری از واژگان دچار تغییر شدند و بههمیندلیل متن مذکور چندان معتبر نیست و با واقعیت یادداشتهای علم فاصله بسیار زیادی دارد. ضمنآنکه مهدوی و دستیاران وی سعی کردند متن کتاب را براساس ذائقه سیاسی جامعه فعلی بنگارند و بهنوعی کتاب را با توجه به شرایط انقلابی جدید ایرانیزه نمایند. اما علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد کابینه علم و از دوستان خانوادگی وی) سرانجام متن اصلی یادداشتهای علم به زبان فارسی را منتشر کرد که به علت دستنخوردهبودن از اعتبار بیشتری برخوردار است، هرچند البته او هم بسیاری از اسامی را حذف نموده و به جای آنها نقطهچین گذاشته است.
نمونه دیگر این شیوه تاریخنگاری، یادداشتهای هاشمی رفسنجانی تحت عنوان کارنامه و خاطرات است که از جمله اسناد باارزش درخصوص حوادث بعد از انقلاب بهشمار میرود. نمونهای از این اسناد باارزش، خاطرهای است که وی از ملاقات ادواردو آنیلی، پسر مالک شرکت فیات ایتالیا، با حضرت امام(ره) نقل میکند: «حضرت امام(ره) پیشانی ایشان را بوسید.» بعدازآنکه ادواردو به طرز مرموزی کشته شد، این یادداشت، بهعنوان یک سند و روایت ارزش زیادی پیدا کرد؛ چراکه احتمال وجود دلایل و علل خاصی را در خصوص حادثه مذکور پیش میکشید.
نکته مهم در اینگونه خاطرهنگاریها، آن است که نویسنده به هنگام نوشتن یادداشت خود از یک واقعه، چندان توجه نکند که یادداشت وی بعدها به یک سند باارزش تبدیل خواهد شد و یا چه نتایجی دربرخواهد داشت.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24