


وَیثا (به معنی دانش) نَسک مجموعه کوچکی از قطعات اوستایی است که اتفاقی و گاه بی نظم و ترتیب، بیشتر از وندیداد (یا قطعات اوستایی نقل شده در خلال ترجمه پهلوی این کتاب) یا از فرهنگ اویم و منابع دیگر همراه با ترجمه پهلوی آنها انتخاب شدهاست. در مواردی جملههای پهلوی به فارسی نیز ترجمه شدهاست. عبارتهای نقل شده غالباً دچار تصحیف شدهاست. بخش عمدهای از این رساله به بحث دربارهٔ ارتباط یا ازدواج نامشروع یک مرد زرتشتی با زن غیرزرتشتی و فرزندی که از این ارتباط به وجود میآید و نیز مسئله ارث چنین مردی اختصاص دارد. اشارههایی نیز به بعضی آئینهای دینی در این کتاب شدهاست. تألیف و تدوین این رساله در زمانهای اخیر انجام گرفتهاست و نسخههای خطی متعدد جدیدی از آن در دست است.
از نظر لغوی، بشت هم ریشه با کلمه یَسن است و معنی تحت اللفظی آن نیز «پرستش و نیایش» است. یشتها سرودههایی هستند که عموماًبه ستایش خدایان قدیم ایرانی مانند مهر، ناهید و تیشتر و غیره اختصاص دارند. بیست و یک یشت در دست است. به نامهای: ۱-هُرمزد (=اورمَزد) یشت ۲- هفت تن (=امشاسپندان) یشت ۳ اردیبهشت یشت ۴-خرداد یشت ۵- اَردوی سُور (=آبان، ناهید) یشت ۶- خورشید یشت ۷- ماه یشت ۸-تیشتر (=تیر) یشت ۹- درواسپ (گوش) یشت ۱۰- مهر یشت ۱۱- سروش یشت ۱۲- رَشن یسشت ۱۳- فروردین یشت ۱۴- بهرام یشت ۱۵- وَیو (=رام) یشت ۱۶- دین (=چیستا) یشت ۱۷- اَشی (اَرد) یشت ۱۸- اَشتاد یشت ۱۹- خُره (=کیان، زامیاد) یشت ۲۰- هوم یشت ۲۱- وَنَند یشت.
همه یشتها از نظر قدمت یکسان نیستند. از میان آنها یشتهای ۱ تا ۴ و ۱۲ و ۱۸ و ۲۰ و ۲۱ در زمان نسبتاًمتاخرتری تألیف شدهاند، گرچه بعضی از آنها مطالب بسیار قدیمی تری را دربردارند. از میان یشتها، ناهید (یشت ۵) و زامیاد (یشت ۱۹) به حق یشتهای بزگ نامیده شدهاند. از نظر سبک و مطالب، یسن ۹ (هوم) و یسن ۵۷ و یشت ۱۱ (سروش) مشخصات یشتهای بزرگ را دارند. هم چنین درواسپ (یشت ۹)، بهرام (یشت ۱۴)، وَیو (یشت ۱۵) و دین (یشت ۱۶) در مواردی مشخصات یشتهای بزرگ را دارا هستند، اما از نظر شکل ظاهری و گاهی مطالب، ناقص به نظر میرسند. احتمال دارد که این یشتها بازسازی شده قطعات یشتهای اصلی همراه با اضافاتی از متون دیگر باشند.
نام بعضی از یشتها با مضون آن مطابقت ندارد؛ مثلاً اَشتاد یشت دربارهٔ فره ایرانی (یا آریایی) و زامیاد یشت (مشتق از زَم: زمین) دربارهٔ فره کیانی است. همچنین رام یشت دربارهٔ ویو (ایزد هوا و فضا) است.
تقسیمبندی هر یشت به بندها که در چاپهای کنونی اوستا معمول است و در نسخههای خطی دیده نمیشود، از ابداعات دانشمندان اوستاشناس عصر حاضر و به منظور سهولتِ استفاده ارجاع است. اما هر یک از یشتهای بزگ در نسخههای خطی به بخشهایی تقسیم میگردد که اصطلاحاً «کرده» نامیده میشوند. کلماتی که هر بند کرده با آن شروع میشود و پایان مییابد و معمولاً از کرده دوم یا سوم آغاز میگردد، همه کَردههای یشت تا پایان ثابت میماند. تعداد بیتها در هر کرده ثابت نیست. بیت اول هر کرده با توصیف ایزد و عبارتی مشمتمل بر پرستش او (معملاً دربردارنده فعل «میپرستیم» یا «باشد که بپرستید») و بیت آخر آن با عبرت «به سبب شکوه و فره اش» آغاز میشود. عبارتی که در آغاز بیت اول هر کرده و عبارتی که در آغاز بیت آخر کرده میآید و ترجیع بندوار تکرار میشود دربردارنده درون مایه هر یشت است به گونهای که خصوصیتهای اصلی ایزد مورد پرستش در آن نمایان است و این یکی از خصوصیتهای ساختاری یشتها است. تکرار عین کلمهها یا تکرار یک عبارت واحد در آغاز و پایان بیتها به منظور اهمیت دادن به مطلب و جایگزین ساختن آن در ذهن شنوندهها از دیگر مشخصههای یشتها است.
تکرار یک کلمه در حالتهای تصریفی گوناگون، به دنبال هم، در یک بند برای اهمیت دادن به مفهوم کلمه (مانند تکرار کلمه اَناهیته «پاک، بی عیب» در حالتهای گوناگون صرفی در بند ۸۸ یشت ۱۰) از همین گونه ابداعهای شاعرانه است.
از دیگر مشخصههای ساختاری یشتها قرینهسازی در نقل روایتهای اساطیری و حماسی است؛ مثلاً جدال تیشتر با دیو اپوش در یشت ۸ یا ستیز آتش و اژی دهاک (=ضحاک) بر سر به دست آوردن فره در یشت ۱۹ به همین سبک به شعر درآمدهاست.
یشتهای بزرگ از نظر محتوا دارای ساختمان خاص هستند: توصیف، مدح و ستایش به یاری خواندن ایزدی که یشت بدو اختصاص دارد، همراه با ذکر اسطورهها و حوداثی که آن ایزد در آنها نقشی داشتهاست. اسطورهها به صورت ضمنی و غالباً فشرده به منظور اهمیت و تأثیر ایزد مورد پرستش در حوادث ذکر میگردد؛ مثلاً زمانی یکی از شخصیتهای داستان ایزد معبود را با نثارِ قربانی به یاری خوانده و او به فریاد وی رسیدهاست. به عنوان نمونه، ترجمه قسمتی از آبان یشت را که در آن توصیف اَردوی سُور ناهید و آمدنِ او به یاری پااوروَه کشتیران ذکر شده، نقل میکنیم:
داستانهایی که در یشتها آمده، غالباً کوتاهاند و فقط اشارهای به آنها شدهاست؛ زیرا مخاطبها، همه آنها را میدانستهاند. داستانی که نقل شده، تنها به این صورت خلاصه ضبط شده و از جزئیات آن اطلاعی نداریم؛ مثلاً نمیدانیم که پااوره مذکور در این یشت چه کسی بوده و چرا فریدون او را به شکل کرکس دراورده بود. در جای دیگر نیز در اوستا به این حادثه اشارهای شدهاست (در رساله پهلوی پُرسشنیها (بند ۳۲) در تشبیهی آمدهاست که، پااوروه که کارها را با یک دست و پا انجام میداد…). ولی متأسفانه اطلاع بیشتری از آن به دست نمیآید. اما بسیاری از داستانهای دیگر که خلاصه وار در یشتها آمده، در روایتهای بعدی، مانند ادبیات پهلوی یا شاهنامه یا منبعهای اسلامی مربوط به ایران، به صورت کامل تر و مفصل تر ذکر شدهاست. اما روایت کامل تر آن در مآخذ پهلوی و فارسی در دست داریم. اگر همه اوستا امروز برجای بود، مسلماً داستانهای بیشتری را در دست داشتیم، زیرا در ادبیات پهلوی به داستانهایی برمیخوریم که از سبک جملهبندی آنها در مییابیم که مأخوذ از اوستا است، در حالی که اصل اوستایی آنها را اکنون در دست نداریم. مانند داستان گرشاسب در کتان نهم دینکرد و رایتهای پهلوی و داستان برخورد فریدون با ماَزندَرها در کتاب نهم دینکرد.
روی دادههایی که در یشتها ذکر شده و در آن خدایان نقش اساسی داشتهاند، بسیار کم است. از باب نمونه داستان جدال تیشتر (=شعرای یمانی و ایزد باران) با اَپُوش (به معنی «بازدارنده آب»؛ دیو خشک سالی) که در تیشتر یشت آمده و داستان جدال آتش و اَژی (مار) که بر سر فره میجنگند و سرانجام اَپامنپات آن را از آسیب رهایی میبخشد (زامیاد یشت) قابل ذکر است.روی دادهایی را که در آنها نقش اساسی بر عهده اشخاصی جز خدایان است، میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
از میان یشتهای بزرگ، آبان یشت (۵)، درواسپ (۹)، ویو (۱۵) و زامیاد (۱۹) از نظر زبان و طرز بیان مطالب مشترکهایی دارند. از سوی دیگر، در چند یشت بزرگ دیگر، یعنی مهر (۱۰)، تیشتر (۸)، بهرام (۱۴) و فروردین (۱۳) نیز ویژگیهای همانندی را می یابیمم. از جمله اینکه در گروه اول از قهرمانهای اساطیری ایرانی و هند و ایرانی سخن رفتهاست که برای ایزدها قربانی کرده و به آرزوی خود رسیدهاند و از این رو، فعلاً که برای ستایش آنان به کار رفته، به صورت سوم شخص مفرد ماضی (ستود) است و در این یشتها است که اشاره به داستانها و اسطورهها شدهاست. از سوی دیگر، در گروه دوم از این قهرمانهای دورههای گذشته عموماً یادی نمیشود و فعلی که برای ستایش ایزد به کار میرود، صورت اول شخص جمع مضارع اخباری (می ستاییم) دارد. این تفاوت شاید از آنجا ناشی میشود که ایزدانی چون مهر و تیشتر و بهرام و نیز فروهرها همیشه و هر روزه در کار جهان فعال بودهاند و هستند و اهمیتشان بیشتر در نقش فعالانه و دائمی آنها است؛ بنابراین میتوان حدس زد که در تدوین یشتها سنتهای گوناگون دینی و ادبی در کار بودهاست.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24