


اساساً نیست انگاری ریشه در صورتی از تفکر دارد که می توان آن را «تفکر غیراصیل» نامید، زیرا ریشه در «تذکر نسبت به حق» و حقیقت ندارد. تفکر متافیزیکی بر پایه انکار تذکر و تسلیم و ایمان بنا می گردد و از مفاهیم و صور ذهنی، حجابی برای تذکر و تفکر اصیل پدید می آورد. با بسط این حجاب، حضور و هدایت قدسی بیش از پیش غایب می گردد. این غیبت، عین نیست انگاری است که ناشی از تصویر «جهان» یا «کاسموس» در متافیزیک طبیعت گرایان و پس از آن فلسفه ای افلاطونی و ارسطویی در تفکر یونانی است. حلقه های مختلف ظهور این تفکر، مبنا و معلم یونانیان و سپس رومیان باستان گردید. در واقع بنیان اندیشه ای غربی از همان آغاز و در دوران نزدیک به شکل گیری متافیزیک طبیعت گرا (در جهان نگری هومر)، دنیوی و مبتنی بر منفعت گرایی هواپرستانه ی شخصی بوده است و از اساس با مفهوم «فضیلت» در اندیشه دینی که مبتنی بر آخرت طلبی و ایثار است تقابل دارد.این نوع نیست انگاری اگر چه به تبع جوهر نیهیلسمی خود غیردینی است، لیکن مبتنی بر الحاد صریح و پررنگ نیست، اگر چه مایه های نیرومند شرک و حتی صورت های اولیه ی ماتریالیسم را می توان در متافیزیک نیست انگاری یونانی مشاهده کرد.
این نیهیلیسم «کاسموسانتریک» است. یعنی جهان را به عنوان دایر مدار امور فرض کرده و در مواردی حتی قدسیت به آن می بخشد. بنابراین سکولاریستیِ محض به معنای مدرن آن نیست. در متافیزیک یودنان و به تبع آن در نیهیلیسم یونانی، گرایش های اضطراب آلود و شکاکانه در قلمرو معرفت شناسی و اخلاق دیده می شود.
یکی از ویژگی های خاص این دوران و در واقع وجه تمایز نیست انگاری آن با دیگر صور نیهیلیسم، اعتقاد به مفهوم «فاتال» یا «تقدیر» و کشمکش آن با اراده ی خدایان و پهلوانان یونانی است که گاه حتی خدایان را مقهور خود می سازد. این تقدیر تراژیک با مفهوم دینی «قضا و قدر» متفاوت است و بیانگر نوعی رویکرد عبث و بیهوده گرایی است. همچنین در این دوران ارزش های منفعت پرستانه ی دنیوی به عنوان «افتخارها» و «فضایل»، جانشین اندک مایه های معنوی به جای مانده از گذشته دور دست می شود.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24