


نگره ناامیدی در دهه ۱۹۸۰ میلادی توسط دیوید الیوت بل مطرح شد و سپس توسط گراهام لومز و رابرت سادن توسعه پیداکرد. این نگره پیرامون این ایده است که افرادی که به ریسکها فکر میکنند هنگامی ناامید میشوند که نتیجه آن ریسک به آن مثبتیای که برایشان مطلوب است ارزیابی نمیکنند.از این نگره برای بررسی تصمیماتی مانند منصرف شدن از مهاجرت، پرداختن بیمه یا تمایل خریدار به پرداخت. برپایه یافتههای دیوید جیل و ویکتوریا پاورز افراد ناامید به رقابت بیمیل هستند.
افراد ناامید ممکن است روی نتایج احتمالیای تمرکز کنند که از آن نتیجهای که پیش آمده بهتر است؛ تا حدی که حتی نتایج مثبت هم باعث سرخوردگی و ناامیدی آنها میشود. برای نمونه بل مثال میزند که مثلاً اگر چنین فردی در یک بختآزمایی ۱۰٬۰۰۰ دلار برنده شود، این نتیجه درصورتی برایش مثبتتر خواهد بود که این مبلغ بالاترین مبلغ برندهشده در بختآزمایی باشد تا اینکه پایینترین. افراد معمولاً احتمال ناامیدی را پیشبینی میکنند و به نحوی تصمیمگیری میکنند تا احتمال رویداد این احساس کاهش یابد.ناسازگاری ناامیدی به عنوان توضیحی برای پارادوکس اله فرضشده است.
در حالی که پژوهشگران پیشین نگره ناامیدی بر نتایج پیشبینیشده تمرکز میکردند، بررسیهای اخیر بیشتر روی تأثیر ناامیدی پس از رویدادن نتیجهای بعدها نامطلوب تلقی خواهدشد، تمرکز میکنند؛ مثلاً اگر کسی در بازار سهام سود کند مطمئناً خوشحال خواهدشد اما اگر پیببرد که اگر تا چند هفته بعد برای فروش صبر کردهبود، سود بیشتری به دست میآورد، خوشحالی او از بین میرود. این تجربه ناامیدی ممکن است بر رفتارهای بعدی تأثیر بگذارد و به گفته تحلیلگران، ترکیب این متغیرها در نگره ناامیدی، میتواند به مطالعه اقتصاد رفتاری کمک کند. ناامیدی و پشیمانی با پرسش مستقیم از پاسخدهندگان اندازهگیری میشوند.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24