ماهيت شغلي که فرد انجام مي دهد در ميزان تعهد و وجدان کاري او نقش به سزايي را ايفا مي کند. ماهيت شغل از لحاظ تنوع، غني بودن، معني دار بودن، ميزان مسئوليت پذيري و تفويض اختيار و... قابل بررسي است.
غني بودن شغل
گستردگي شغل
مسئوليت پذيري و تفويض اختيار: اين امر عالي ترين جلوه احترام به افراد است و علاوه بر اين که به تقويت اراده و قابليت فرد کمک مي کند، شهرت عمل فرد را نيز افزايش مي دهد.
معني دار بودن شغل: شغل در صورتي که بر اساس يک نظام ارزشيابي مورد قبول سنجيده شود درخور و با اهميت جلوه کند.
ارزيابي کارکنان: یکی از عوامل سازماني مؤثر در وجدان کار، عملکرد مؤثر مديريت در ارزيابي کارکنان به روش هاي معين، مشخص و تشويق و تنبيه مناسب آنان و برنامه ريزي آموزشي براي کارکنان است.
آموزش مستمر تخصصي و عمومي: امروزه ثابت شده است که آموزش يکي از بهترين طرق بالا بردن کارايي در سازمان است. در برخي موارد نداشتن وجدان کار به دليل آن است که فرد مورد نظر واقعاً نمي داند که چه بايد انجام دهد و چگونه انجام دهد. به قول فورينر «يکي از دلايل عمده براي انجام نيافتن کار مورد انتظار از سوي کارکنان اين است که آنها نمي دانند چه طور انجام دهند.» معمولاً مديران مي خواهند مدت آموزش را به حداقل برسانند تا کارکنان زودتر به کار مشغول شوند و آموزش عقيدتي نيز بيشتر مي تواند وجدان کاري يا تعهد اخلاقي را تقويت کند. مديران در سازمان ها بايد به اين موضوع نيز توجه داشته باشند که آموزش ايجاد هزينه نيست بلکه ايجاد کارايي و اثربخشي بيشتر در سطح بيشتر است.
تقويت ايمان و تقوا در جامعه: با ايجاد قانون و مقررات مي توان افراد را تا حدي به انجام وظايف خود واداشت ولي در موارد متعددي استفاده از قانون و مقررات کاربرد ندارد در حالي که اگر ايمان و تقوا در جامعه حاکم باشد فرد تکليف مورد نظر خود را به خوبي به انجام خواهد رساند.يکي از مباحث عمده مطروحه در مديريت امروز، نظارت بر رفتارهاي درون سازمان و کنترل آن است. در اين زمينه روش هاي مختلفي ابداع شده ولي هيچ يک نتوانسته است مشکل نظارت را به طور کامل حل کند. اگر بتوان روح معنويت و ايمان را در دل کارکنان بارور ساخت و افراد اعتقاد پيدا کنند که: «خداوند به اسرار دل و ضمير قلب ها آگاه است» (سوره مؤمن آيه ۱۹) آن گاه خود به خود مسئله نظارت حل مي شود.
انگيزش و نقش اساسي آن: يکي از عمده ترين عللي که در برانگيختن وجدان کاري نقش دارد انگيزش است. نظام هاي انگيزشي بايد به گونه اي باشند که با ايجاد ارزش براي کار فرد، انتظار دريافت پاداش هاي متفاوت را براي آن ايجاد کند و امکان تشويق و تنبيه مناسب با عملکرد را براي فرد فراهم آورند.
تأمين اقتصادي نيروي کار: در شرايطي مي توان انجام مناسب کار را انتظار داشت که افراد از نظر اقتصادي در امنيت باشند و معيشت آنان تأمين باشد زيرا به اقتضاي «من لا معاش له معاد له» از کسي که معيشتش تأمين نيست نمي توان برخورداري از وجدان کاري عالي را انتظار داشت. وجدان کاري و تأمين اقتصادي تعامل و وابستگي متقابل دارند. به گفته فرآرديويد نويسنده کتاب مديريت استراتژيک، تا زماني که صداقت و درستي در سازمان حاکم نشود آن سازمان رشد اقتصادي نخواهد داشت.