


پيش از شلايرماخر، فيخته در کتاب تعليمات علم به تأسي از کانت کوشيد تا نظام معرفت بشري را صرفاً با تدقيق در عملکرد ذهن، استنتاج کند. شلايرماخر نيز با متابعت از فيخته کوشيد تا هرمنوتيک را بر مبناي فرايند تفهم بنا کند. پيش فرض او اين بود که ذات دروني، متفاوت از نمود بيروني است. به عبارت ديگر، متن ( گفتار و نوشتار ) تجلي تام و بي واسطه آنچه در درون ذهن اتفاق افتاده، نيست بلکه مقيد به مقتضيات تجربي زبان است. به نظر او حتي بُعد کاملاً التفاتي ذهني گفتار، يعني گفتار به مثابه يک پديدار ذهني، هم خالي از بُعد زباني نيست و همواره مشروط به شرايط و پذيرنده تصرفات صور و ساختارهاي زباني است. وي معتقد بود که انديشه در زبان شکل مي گيرد لذا هيچ کس نمي تواند بدون کلمات، فکر کند. بدون کلمات، انديشه نه کامل است و نه روشن. به اين ترتيب، فهم دوسويه دارد؛ از يک سو به زبان و از سوي ديگر با انديشه مرتبط است. به عبارت ديگر زبان، تجسم انديشه است.
شلايرماخر معتقد است که براي زبان يک وجود موضوعي و متمايز از فکر مؤلف وجود دارد و همين وجود موضوعي است که عمليات فهم را ممکن مي سازد. به اين ترتيب، او زبان را کليد فهم دانست و به کنکاش پيرامون زبان پرداخت تا بلکه به واسطه آن، حقيقت کنش فهم را دريابد چراکه در نظر او انسان ها اهليت و شايستگي زبان شناختي خودشان را در اعمال گفتاري نشان مي دهند و از آن جا که اعمال مربوط به گفتار و اعمال مربوط به تفهم با هم سازگاري دارند لذا با تأمل در زبان مي توان پديده تفهم را درک کرد. او در ابراز اين عقيده مي نويسد: هر کنش شناختي، صورتي از کنش زباني است.
به بيان دقيق تر، در نظر او، هر يک از اعمال مربوط به تفهم، عکس يکي از اعمال مربوط به گفتار است.
مي بينيم که زبان از دو جهت براي شلايرماخر حائز اهميت است. اول آن که او فرايند فهم را فرايندي زباني مي داند و دوم آن که او هر يک از فرايندهاي زباني را عکس يکي از فرآيندهاي فهم دانسته و لذا زبان را کليد رسوخ به دنياي فهم مي دانست. او ضمن سخنراني خود در سال 1813 م به صراحت بيان نمود: تفکر و بيان آن ذاتاً و اساساً، کاملاً يکسان اند.
وي عقيده راسخ داشت که تفکر و در واقع کل وجود هر فردي اساساً از طريق زبان تعيين مي يابد و در زبان است که او درکي از خودش و جهان پيدا مي کند. اما او بعدها از اين عقيده عدول کرد و هرمنوتيک زبان شناختي اش تحت الشعاع هرمنوتيک روان شناختي قرار گرفت. از اين رو در سال 1819 م اعلام کرد که انديشه مؤلف مي تواند بيش از معاني کلمات او باشد.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24