


در این بخش سعی شده از یکسو ارتباط منطقی بین اسناد و منابع مستند تاریخی و متون جغرافیایی با یافتههای ملموس و عینی باستانشناسی و معماری برقرار گردد. این مهم نقش موثری در بازسازی فضاهای محسوس و نامحسوس شهر قدیم جرجان ایفا میکند.
در میان پژوهشهای صورت گرفته در شهر تاریخی جرجان، تحقیقات باستان شناختی سهم قابل ملاحظهای را به خود اختصاص داده است. با کاوشهای گسترده به وسعت 12 هکتار توسط محمد یوسف کیانی بین سالهای 57ـ1350خ و پژوهشهای اخیر محمد مرتضایی (84ـ1380خ) به مدت پنج فصل حجم انبوهی از دادههای متنوع نظیر عناصر معماری، سفالینهها، مسکوکات، آثار شیشهای و ... بهدست آمده است. از دستاورهای عمده این کاوشها میتوان به شناخت ویژگیهای معماری و شهرسازی قرون میانی اسلامی در مناطق شمالی ایران اشاره داشت. بطور کلی بر اساس نقشههای ترسیمی مهندس مهریار (1354)، عناصر شهری جرجان به شرح زیر شناسایی شد که در برخی از آنها ابهاماتی وجود دارد که در ادامه نگارنده بدان پرداخته است. (نقشه شماره1)
1ـ3) برج و بارو و حصار شهر
2ـ3) ارگ(کاخ؟)
3ـ3 ) بناهای مذهبی
4ـ3) پلهای قدیمی
5ـ3) معابر و خیابانهای شهر
6ـ3) کارگاههای صنعتی (سفالگری، شیشه گری و فلزگری)
7ـ3) مناطق مسکونی
1ـ3 ) برج و بارو و حصار شهر
به اعتقاد کیانی شکل شهر به صورت چند ضلعی نامنظم و دارای دیواری با حصارهای داخلی و خارجی است که خندقی به عنوان حائل بین دیوارها قرار داشته است. مصالح ساختمانی حصار عبارتند از آجر، گچ و سنگ بوده است. این درحالی است که تخریب بخش وسیعی از حصار بوسیله کاوشهای غیرمجاز توسط اهالی و توسعه زمینهای زراعی و استفاده از آجرهای حصار در ساخت خانهها، شناخت ارتفاع و عرض دیوارها و خندق را با مشکل اساسی روبرو ساخت که درنهایت موفق به شناسایی تاسیسات فوق نگشت. (کیانی، 1365: 231) در کاوشهای اخیز هم در راستای بررسی و کشف حصار، دیوار و دروازههای شهر، چندین ترانشه ایجاد شد که متأسفانه هیچگونه آثاری از بقایای حصار را مشخص نساخت. (مرتضایی، 1386: 335ـ336) بنابراین نگارنده براین عقیده است که ترسیم فضای حصار و تعیین حریم 150 هکتاری توسط مهریار و کیانی (کیانی، 1354: 117) احتمالا بر این فرض استوار است که ایشان الگوی حاکم بر حصار و باروی شهر را همچون شهرهای هم دوره جرجان در نظر گرفتهاند.
2ـ3) ارگ (کاخ؟)
در منابع تاریخی و جغرافیایی به ارگ شهر در مرکز شهر جرجان اشاره شده که دهستان (شهرستان) نام داشته است. (مقدسی، 1361: 524) در نقشه ترسیمی توسط مهریار محل دقیق ارگ شهر با طرحی شش ضلعی مشخص شده است؛ در حالی که کیانی تصویری از آن ارائه نمیکند و در کاوشهای اخیر هم اشارهای به آن نشده است. احتمال میرود بنای فوق بر اثر کاوشهای غیرمجاز و استفاده اهالی منطقه از آجرهای بنای ارگ، ازبین رفته باشد.
3ـ3) بناهای مذهبی
در نقشه ترسیمی مهیار، تودهای از ویرانههای شهری ارائه شده که تشخیص بناهای مذهبی در این میان کاری دشوار به نظر میرسد. مشخص نکردن هریک از عناصر شهری نقیصه بارز نقشه فوق است. ولی تصویر عکسهای هوایی و کاوشهای باستانشناسی از شهر جرجان نشان میدهد که احتمالا مسجد ـ مدرسهای در مرکز شهر با پلانی چهار ایوانی در دو طبقه ساخته شده است. حیاط مسجد مستطیل شکل (80/13×40/16 متر) با اتاقهای متعددی در اطراف حیاط مرکزی به ابعاد 4×4 متر در 25/3×50/4 متر قرار داشته است. کف حیاط با آجر فرش شده و در ورودی مسجد از شمال و به وسیله هشتی و راهرو به حیاط مرکزی متصل شده است. در حیاط مرکزی آجرهای تزئینی با طرحهای مختلف و بعضاّ کاشیهای فیروزهای رنگ تزئین شدهاند. (طرح شماره1) (کیانی، 1365: 234) در بخش شمالی مسجد، ساختمانی زیرزمینی با سه اتاق قرار داشته که با آجرهای مربع و شش گوش مفروش است. پلکانی آجری زیر زمین را به طبقه فوقانی و راهرو متصل میکند. همچنین پلکانی مارپیچی شکل آجری در جنوب غربی مسجد واقع شده که احتمالا پایههای مناره مسجد را تشکیل میداده است. (کیانی،1383: 91) امروزه بخشهایی از محراب و آرایههای وابسته به معماری مکشوفه همچون گچبری و نقاشیهای دیواری و کتیبههایی به خط ثلث در امامزاده یحییبن زید در نزدیکی شهر جرجان نگهداری میشود.
4ـ3) پلهای قدیمی
در چند نقطه از نقشه اولیه ترسیمی توسط مهیار، به بقایای پلهایی از دوره سلجوقی اشاره شده که بر بخشهایی از رود گرگانرود احداث شده بود. متون اسلامی نیز به این پلها اشاره داشتهاند که حلقه اتصال دو محله دهستان (نواحی شیعهنشین) و بکرآباد (منطقه سنینشین) شهر بودند. (ابنحوقل، 1366: 124) بازماندههای پلهای قدیمی شهر، نشان از استفاده معماران از مصالح آجر و ملاط گچ، آهک و ساروج در ساختمان پلهاست. با مقایسه تطبیقی پلهای موجود در منطقه میتوان اینطور استنباط نمود که پلان و ساختار مشابهی در طراحی و اجرا انجام میگرفته است. به دلیل تخریب بخشهای وسیعی از مجموعه فضاهای ارتباطی، ترسیم پلان و طرح کلی از آنها امکان پذیر نیست.
5ـ3) معابر و خیابانهای شهر:
بخش اعظمی از بقایای موجود حاصل از حفاریهای قبل و بعد از انقلاب متعلق به فضاهای عمومی مانند معابر عمومی و خیابانهای شهر است. طرح شبکه بندی شهر با محوریت شمالی ـ جنوبی، شرقی ـ غربی خیابانها، موجب اتصال منظم و سریع بخشهای مختلف شهر به هم میشده است. از نوآوریهای قابل تامل قراردادن فضایی برای پیاده رو و آبراهههایی برای هدایت فاضلاب بوده که به وسیله تنبوشههای سفالی و چاههای تعبیه شده، وظیفه انتقال و دفع پسابهای سطحی شهر را به عهده داشتهاند. احتمالا فضاهای حجره مانند در دو طرف خیابانها به عنوان محل داد وستد کاربری داشته و به نوعی شکل اولیهای از فضای بازار را به خاطر میآورد. خیابانهای چهارگانه شهر محدوده امامزاده یحیی بن زید تا مقبره قابوس بن وشمگیر و گرگان رود تا زمینهای کشاورزی اطراف را شامل میشود. کف آجرفرش با طرحهای تزئینی از ویژگیهای هنر معماری سلجوقیان و خوارزمشاهیان در این شهر است. ( کیانی، 1365: 232) کاوشهای باستانشناسی اخیر نیز بخشهای گسترده تری از الگوی حاکم بر شبکه بندی خیابانهای شهر با کانالهای سرپوشیده دفع فاضلاب را به نمایش میگذارد. (تصویر شماره1) (مرتضایی، 1386: 226ـ204).
6ـ3) کارگاههای صنعتی
شهر تاریخی جرجان به جز اراضی پست و مسطح از تپه ماهورهای کم ارتفاعی تشکیل شده که محل اصلی کارگاههای صنعتی شهر بوده است. در کاوشهای انجام گرفته در یکی از این تپهها معروف به غلامعلی تپه ـ در غرب امامزاده یحیی بن زید ـ بقایای ساختمانی متشکل از یک تالار ستوندار و کورههای آهنگری کشف شد. ورودی تالار ستوندار از جانب شرق و بر روی دوازده ستون با ارتفاع هر یک سه متر قرار گرفته بود. کارگاه فوق به دو دوره سامانی و سلجوقی تعلق داشته است. در دوره سلجوقی اتاقهای متعددی به اندازه 5/4 متر به تالار الحاق و روبروی اتاقها، کورههای سفالگری و شیشه گری احداث گردید. (کیانی، 1354: 122ـ120) تحقیقات اخیر نیز نشان میدهد که شکلگیری و توسعه کارگاههای صنعتی در کنار معابر اصلی شهر بوده است. همچنین آثاری از کوره و نشانههای سوختگی و سنگهای سیلیسی در برخی از بافتهای حفاری مشاهده شده است. (نک طرح شماره1) (مرتضایی، 1386: 304ـ291) لازم به یادآوری است در نقشههای ترسیمی از کاوشهای قبل از انقلاب، مکان دقیقی از کارگاهها مشخص نشده است.
7ـ3) مناطق مسکونی
در نقشههای مصور شهر، محلات و مناطق مسکونی، حوالی امامزاده یحیی و خرابههای حصار اولیه شهر قرار داشته است. شواهد حفاریهای قبل از انقلاب حاکی از احداث بناهایی متعلق به دو دوره سامانی و سلجوقی است. بنای مذکور شامل حیاط، اتاق و چاههای و کانالهای متعدد با مصالح آجر و گچ بوده است. دیوار اتاقها با گچ و پوشش کف حیاط از آجر میباشد. کاوشگر شهر معتقد است که این سازه در دوره سلجوقی به حمام تغییر کاربری داده است. (کیانی، 1365: 233) تحقیقات اخیر باستانشناسی هم گواه این موضوع است که این مناطق سه دوره تحولی معماری را در دورههای سامانی، سلجوقی و ایلخانی پشت سر گذاشته است. ویژگیهای معماری دوره ایلخانی در این بخش، به بکارگیری از پاره آجرهاي شکسته با اندود کاهگل و استفاده مجدد از بقاياي معماري باقي مانده دوره قبل و بهرهگیری چينه براي ساخت ديوار واحدهاي مسکوني و ديوارهاي بدون پي در ساخت واحدهاي مسکوني محدود میشود. (تصویر شماره2) (مرتضایی، 1386: 254).
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24