


صنایع زبانی در واقع مدل سازی نحوه چینش واژگان در قالب سازه های زبانی است. کوچک ترین واحد سازنده سازه های زبانی، واژه است که در قالب جمله آرایه بندی می شود. صنایع زبانی بر اساس ریخت شناسی به دو دسته خطی و غیرخطی تقسیم می شود. صنایع زبانی خطی شامل آن دسته از مدل های زبانی اند که بصورت زنجیره ای خطی گسترش می یابد. واژگان، جمله ها و سایر سازه های زبانی همچون زنجیره ای به هم پیوسته در امتداد هم قرار می گیرد. اصولا در هر جمله یک متغیر مورد بحث قرار می گیرد. روش قرارگیری سازه های زبانی در مدل سازی خطی، طولی و افقی است. ارتباط متغیرها با هم عموما در یک جهت است. از این رو کارایی سازه های زبانی در این نوع از مدل سازی محدود و اندک است. در دستور زبان پدیدارشناسی از مدل سازی خطی با عنوان زبان حداقلی یاد می شود که شامل ادبیات نظم و نثر فعلی است.
مدل سازی غیرخطی زبانی شامل نوعی آرایه بندی طولی، عرضی و مورب سازه های زبانی است که ناظر به ارتباطات چندگانه متغیرها با هم است. ارتباطات غیرخطی در مدل های زبانی سه بعدی و شامل طولی یا افقی، عرضی یا عمودی و مایل یا مورب است.ارتباط شبکه ای متغیرها در مدل سازی غیرخطی، نحوه چینش سازه های زبانی و روان سازی مفاهیم در آنها می باشد که در قالب خوانش سازه های زبانی در دستور زبان پدیدارشناسی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. خوانش شبکه ای در لایه ها و سطوح گسترش یابنده در واقع با عبور از سنت های رایج تقلیل گرایی، تامین کننده جنبههای نظری و عملی پیچیدگی پدیده ها هستند و می توانند در نظام فکری دستور زبان پدیدارشناسی شناخت جامعی از پدیدارها در راستای حل مشکلات زندگی انسان معاصر ارایه کنند.
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24