


پژوهشها و آمارهای آسیبشناسان اجتماعی در ایران نشان میدهند که مسئله «ناامیدی اجتماعی» در جامعه ما وضعیتی نگرانکننده دارد. در این معنا «امید به زندگی و آینده» شرایط مناسبی ندارد و به نحو انضمامیتر انتظار «بهبود وضعیت موجود» با حفظ همین مناسبات و ساختارها از سوی سوژههای اجتماعی تقریباً از دست رفته است. فقدان امید به آینده در یک جامعه، خطری مهلک برای همه سوژههای اجتماعی و کلیت جامعه به حساب میآید، زیرا اتفاقی که در پس فقدان امید در جامعه و افزایش ناامیدی میافتد، از دست رفتن عقلانیت جمعی و رجوع به عقل ابزاری با هدف حفظ بقای خویشتن فردی در دل یک جامعه است؛ میتوان آن را به طور موجز تسط بیچون و چرای «عقل بقا» در مناسبات مختلف اجتماعی و جمعی در بستر جامعه قلمداد کرد که کارکرد اصلیاش نوعی اتمیزهشدن جامعه و بروز و ظهور گسترده نوعی منفعتطلبی انفرادی است.
«امید به آینده و بهبود شرایط کنونی در جامعه» شدیداً در تعیین هویت و رفتار اجتماعی مؤثر است؛ شاید با مثالها بهتر بتوان این واقعیت را نشان داد؛ چرا در یک محله وقتی مشتری مثلاً به سوپرمارکت محله میرود صندوق و دخل صاحب فروشگاه را خالی نمیکند؟ و در چه صورت فروشنده سوپرمارکت متقابلاً جیب مشتریاش را نمیزند؟ جواب سده است، مشتری «فردا» هم برای رفع حوائجش به سوپرمارکت محل احتیاج دارد و متقابلاً صاحب فروشگاه هم انتظار دارد «فردا» همان مشتری به فروشگاه بیاید و از او خرید کند! بنابراین امید به آن «فردا» به عنوان امری نمادین نوعی از تقابل و تعامل مثبت را ایجاب میکند که طی آن سوژهای اجتماعی صرفاً به بقای خود و برخورددار شدن از حداکثرها در کوتاهترین مدتها نمیاندیشند و «با هم» مناسباتی اجتماعی را شکل میدهند که ضامن هویت خویشتن و رفتارهای مثبت اجتماعی و اخلاقی است.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24