


سازمانها، در روند حرکت خود به سوی اهداف خویش، همواره با موانع گوناگونی روبرو می شوند که آنها را از رسیدن به آن اهداف باز می دارد. پذیرش این واقعیت، ضرورت بکارگیری مکانیزمهایی را آشکار می سازد که همواره ضامن و حافظ بقای اهداف سازمان باشند. یکی از این مکانیزمها، "وجدان کاری" است که برخاسته از فرهنگ دینی و ملی ماست. وجدان کاری، بازگو کننده انگیزه ای درونی است که هر فرد با توجه به آن و با شناخت کامل نسبت به وظایف محوله درصدد انجام بهینه کار خویش برمی آید.
بنابراین، ملکه ای که بر طبق آن کاری بدون احتیاج به محرکهای خارجی، با دقت و کامل انجام گیرد برخاسته از «وجدان کاری » بشمار می آید یعنی ناشی از حالت روانی ثابتی است که در فرد نهفته می باشد. به عبارت دیگر، در وجدان کاری، شخص با الهام گرفتن از یک ملکه نفسانی به انجام درست و شایسته کار می پردازد. خاستگاه چنین حالتی در نهان فرد می تواند عوامل متعددی باشد. گاه، متاثر از پایبندی انسان به اصول و ارزشهای شرعی است و چون او خداوند را در همه جا حاضر می بیند به انجام درست کار می پردازد و گاه، تحت تاثیر ارزشها و باورهای انسانی است; بدین معنا که فطرت آدمی با قطع نظر از اعتقادات مذهبی با انجام کارهای ناشایست و غیرانسانی سازگاری ندارد و در این راستا، شخص نادرست انجام دادن کار را نوعی خیانت می پندارد و گاه نیز، خاستگاه وجدان کاری مجموعه ای از تجربه های فردی است. زیرا او به مرور دریافته است که دنیا دار مکافات است; اگر امروز را با کم کاری و نادرست انجام دادن کار سپری کند، روز دگر از راه خواهد رسید که دیگری چنین خیانتی را نسبت به او روا می دارد. به فرمایش مولوی:
این جهان کوه است و فعل ماندا سوی ما آید نداها را صدا از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو
لازم به ذکر است که مفهوم وجدان کاری، برخلاف تصور بعضی از افراد، نه تنها مترادف با بهره وری نیروی انسانی نیست، بلکه بسیار فراتر از آن است. بهره وری نیروی انسانی، بدنبال سنجیدن نسبت بین واحدهای برون داد (output) منابع انسانی با واحدهای درون داد (input) آن هستند (3) و بر این باوراست که نه تنها از نیروی انسانی استفاده بهینه شود، بلکه تاکید بر بازداری از به هدر رفتن نیروی انسانی است. اما در وجدان کاری تنها هدف اصلی رسیدن به افزایش تولید و استفاده بهینه از منابع انسانی نیست. بلکه در صدد تکامل و رشد نیروی انسانی، در کنار شکل گیری بهینه تولیدات و خدمات می باشد. در حقیقت، انسان کانونی به شمار می آید که کلیه فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و... در جهت رشد و شکوفایی وی قرار می گیرد.
افراد، با توجه به مفهوم وجدان کاری، در سازمانهابه گونه ای تربیت می یابند که بدون ترس از سرپرستان و از روی میل و رغبت به انجام کار پرداخته واز کم کاری و طفره رفتن از وظیفه محوله متنفرند. در حقیقت، هر فردی بدون شم داشت به پاداش و توجه دیگران، وظیفه خویش را به درستی انجام می دهد و این کار را موجب کمال خود دانسته و از انجام مطلوب کار احساس آرامش می کند.
با حاکمیت وجدان کاری، شخص درصدد نیست که بقول پیتر دراگر با کم کاری و بی مبالاتی و نیرنگ، دستمزدی مساوی با سایرین بگیرد (4) بلکه ملاک او برای انجام کار، وجدان می باشد; یعنی او با درست انجام دادن کار ضمن اینکه به منافع مادی خود دست می یابد، وجدان خود را خرسند می سازد.
بنابراین، وجدان کاری را این گونه تعریف می کنیم: «حالت ثابت درونی که شخص را به انجام دقیق کار، با میل و رغبت و اشتیاق ترغیب می کند». در نتیجه، باید مدیران بابه کارگیری وجدان کاری در سازمان، فرهنگی را فراهم آورند تا اگر فردی کارش را نادرست انجام داد نه تنها در برابر وجدان خویش شرمنده گردد بلکه به عذاب وجدان دچار شود. به دیگر بیان، باید با استفاده کافی از ابزارهای مادی و معنوی، فرهنگی را در سازمان ایجاد کنیم تا انجام دادن کار، خوب یا بد آن، ناشی از عوامل خارجی نگردد، بلکه از انگیزه های درونی و روانی فرد سرچشمه گیرد. براین پایه بنیادین است که می توان بفرمایش مقام معظم رهبری تمدن جدیدی را در جهان پدید آورد. اگر چه دستیابی به چنین ایده آلی دشوار به نظر می آید، اما کاری شدنی است که در ضمن، شناسایی، طراحی و به اجرا درآوردن مکانیزمهای لازم، به تلاش خستگی ناپذیر و فراگیری نیازمند است و این مهم، جز با همیاری دست اندرکاران مسائل اخلاقی، روانی، اجتماعی و اقتصادی میسر نیست. در این نوشتار، در صددیم تا با ارائه راهبردهایی، اولین گامهای خویش را در این امر مهم برداریم.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24