


دست پر قدرت آفرینش، گوهر گران بها و صادقی را در درون آدمی تعبیه کرده که از آن به «وجدان و نفس لوامه» تعبیر می شود. «وجدان» در لغت به معنای «یافتن حق، شعور باطن، قوه ای در باطن که انسان را از نیک و بد اعمال آگاهی می دهد» آمده است. وجدان، نیرویی ناشناخته در درون انسان، اما محسوس است و مکتب های گوناگون بشری و الهی در تعریف، شناسایی و کاربرد آن، سخن ها گفته و کتاب ها نوشته اند و جملگی بر وجود، صداقت و کارآیی آن اتفاق نظر دارند و در تمجید از وجدان گفته اند:
- وجدان، بایستگی ها را از نباید ها تفکیک می کند؛
- وجدان، قاضی امینی است؛
- وجدان، نظارت می کند؛
- وجدان، راهنمای ایمن است؛
- وجدان، شکنجه می دهد و شکنجه می بیند؛
- وجدان، قطب نماست
اما به طور کلی، می توان گفت که وجدان در اصطلاح به دو معنا به کار می رود:
1.وجدان روان شناسی؛ عبارت است از قوه ای که علاوه بر درک خویشتن و آگاهی به حالات درونی، ارزش اعمال انسان را نیز تعیین می کند؛
2.وجدان اخلاقی؛ وظیفه و کارکردی اصلی دارد و آن عبارت است از تشخیص نیک و بد اعمال. در صورتی که این ارزیابی و تشخیص، قبل از انجام دادن عمل باشد، این وجدان را «وجدان قبلی» و مقدم می نامند. اما وقتی پس از انجام دادن کارها، وجدان قضاوت می کند و نیک و بد کارهای انجام شده را ارزیابی می کند، آن را «وجدان بعدی» یا پسین می نامند. به دیگر سخن؛ وجدان اخلاقی «عاملی درونی است که انسان را برای نیل به ایده آل خویش تحریک می کند» (جعفری: 13). «وجدان کاری» در شاخه وجدان اخلاقی قابل بررسی است.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24