


وجدان کاری با مفاهیمی از قبیل انضباط، روحیه، کارایی، انگیزش و تعهد متفاوت است؛ اگرچه رابطهٔ نزدیکی با آنها دارد.
انضباط به معنی تربیت مبتنی بر نظم خاص است. در مسائل اجتماعی به شیوه زندگی مبتنی بر قانون را انضباط میگویند که برای رعایت آن به یک نیروی خارجی نیاز است. در این شرایط، مجریان قانون تنها وظیفه تنبیه خاطیان را به عهده دارند و کسانی که قانون را محترم میشمارند تنها به وظیفه خود عمل کردهاند؛ در حالی که وجدان کاری، نیرویی است داخلی که هم پاداش میدهد (در صورت رضایت داخلی) و هم کیفر (در صورت عذاب وجدان).
روحیه را نیرویی میدانند که به یاری آن فرد خود را در تطابق کامل با سازمان میبیند و وظایف خود را با علاقه و انضباط انجام دهد. به این ترتیب، روحیه از تطابق فرد و سازمان منتج میشود در حالی که وجدان کاری حاصل احساس و تعهد داخلی فرد در قبال وظایفی است که پذیرفتهاست.
کارایی به استفادهٔ مناسب از منابع گفتهمیشود و در واقع هنگامی کارایی بالاست که منابع انسانی در امور و وظایف خود بهترین عملکرد را داشته باشند؛ بنابراین، بین کارایی و وجدان کاری میتوان رابطه برقرار کرد؛ بدین ترتیب که وجدان کاری یکی از عوامل مؤثر بر کارایی است اما بالا بودن کارایی الزاماً نتیجهٔ بالا بودن وجدان کاری نیست.
انگیزش عاملی است که سبب میشود تا انسانها کاری را انجام دهند که بعضی آن را نیرویی داخلی و برخی نیز آن را نیرویی بیرونی میدانند، بنابراین تحلیل انگیزه در بررسی مسئله وجدان کاری از اهمیت فوقالعادهای برخوردار میباشد.
رایلی و کادول، تعهد را به عوامل و انگیزههای داخلی و بیرونی شغل تقسیم میکنند و سامرز، تعهد مؤثر را نوعی وابستگی و انضمام به سازمان میداند که به صورت پذیرش ارزشهای سازمان و تمایل به باقیماندن در سازمان تظاهر مینماید.
05:54:53
07:26:15
12:20:00
17:12:25
17:33:24